داستانهای اخلاقی · ۱۸۲ داستان
۱۸۲ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای اخلاقی.
-
داستان ۲۵۷
بیاحترامی به مادر
عابدی که مادرش را هنگام عبادت نادیده گرفت و به نفرینش گرفتار شد، به تهمت زنا نزدیک بود اعدام شود؛ کودکی نوزاد به معجزه گواهی بیگناهیاش را داد.
-
داستان ۲۵۹
ماهیگیر پیر و همنشین خردمند
ماهیگیری پیر با پاسخهای هوشمندانه، از پس دام همسر خسیس خسرو پرویز برای پسگرفتن پاداشش برمیآید و پادشاه را بیش از پیش خشنود میکند.
-
داستان ۲۶۰
دروغ: گناه کبیره
نمایندهٔ سلطانحسین بایقرا که دروغ گفته بود کتابی خاص همراهش بوده، وقتی کتاب اشتباهی از آب درمیآید در برابر میزبان رسوا و شرمنده میشود.
-
داستان ۲۶۱
داوری پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای وزنهبرداران
پیامبر اکرم در پاسخ به مسابقهٔ وزنهبرداری جوانان مدینه، قویترین انسان را کسی میداند که در خشم و آرزو خودش را کنترل کند، نه کسی که سنگ سنگینتری بلند کند.
-
داستان ۲۶۲
خدمت به خلق حتی در هنگام طواف
امام حسن مجتبی طواف مستحبیاش را برای کمک به مردی بدهکار رها میکند و توضیح میدهد که برآوردن حاجت مؤمنان از سالها عبادت مستحبی ارزشمندتر است.
-
داستان ۲۶۴
دعاگوی حجاج بن یوسف ثقفی
حجاج بن یوسف از مرد عابد و مستجابالدعوهای میخواهد برایش دعای خیر کند؛ آن مرد دعا میکند خدایا جانش را بستان، زیرا مرگ ستمگر بهترین خیر برای او و مسلمانان است.
-
داستان ۲۶۵
مرجع تقلید وارسته
آیتالله اصفهانی روحانی اعزامی به هند را که او را اعلم نمیدانست همچنان با اجازهنامه گسیل میکند و میفرماید هدف تبلیغ دین است نه تبلیغ شخصیت خودش.
-
داستان ۲۶۶
اثر لقمۀ حرام
حاجشیخ عباس قمی پس از صرف شام ناخواسته در خانهٔ فردی رباخوار، تا چهل شب از خواندن نماز شب با حال معمول بازمیماند و آن را اثر لقمهٔ حرام میداند.
-
داستان ۲۷۶
سید خارکن و نذر نادر شاه
سید هاشم بحرانی، عالم زاهدی که با جمعآوری خار امرار معاش میکرد، به نادرشاه میگوید همت او والاتر است که از آخرت گذشته، و در خوابی دیگر از زبان امام علی میآموزد شفاعت شامل بدهکاران نمیشود.
-
داستان ۲۷۷
گدای خردمند
گدایی که همیشه سکهٔ نقره را بهجای طلا انتخاب میکند و مورد تمسخر مردم قرار میگیرد، به مرد خیرخواهی توضیح میدهد که همین شهرت به حماقت، سود بیشتری برایش به همراه دارد.
-
داستان ۲۷۸
منارۀ کج و معمار حکیم
معماری اصفهانی برای جلوگیری از شیوع شایعهٔ کجبودن ناروای منارهای، بهظاهر آن را با فشار چوب اصلاح میکند تا سخن پیرزنی در میان مردم ریشه نگیرد.
-
داستان ۲۷۹
زنجیرۀ فساد
درخواست سادهای برای خرید سیب برای حاکمی مصری، در مسیر رفتوبرگشت میان دربار، به زنجیرهای از رشوه و کسر سهم تبدیل میشود که در پایان به افزایش مالیات بر رعیت میانجامد.
-
داستان ۲۸۰
تیمور لنگ و برقراری امنیت
تیمور لنگ راز برقراری امنیت کامل در قلمرو خود را در پرهیز خودش از خیانت و مجازات فرمانداران مقصر به دزدی و خیانت میداند.
-
داستان ۲۸۲
حفظکردن عزت و آبروی نیازمندان
امام حسن مجتبی پس از بخشیدن یک قرص نان به فقیری، بهمحض دریافت پول، سهم بیشتری برایش میفرستد و میفرماید بخشش باید هم شکم و هم آبروی نیازمند را حفظ کند.
-
داستان ۲۸۴
عاقبت به خیری مرد متجاهر به فسق
امام صادق علیهالسلام دربارهٔ مردی متجاهر به فسق که همسایگان از او شاکی بودند، میفرماید خداوند به پاس پوشاندن برهنگی فقیری بینامونشان و دعای آن فقیر، او را بخشیده است.
-
داستان ۲۸۵
چشمچرانی و اسارت دل
امام علی علیهالسلام فراموشی و تیرگی دل مردی را نتیجهٔ ترکنکردن چشمچرانی تشخیص میدهد و پس از توبه، آن مرد صفای ذهن و لذت عبادت را بازمییابد.
-
داستان ۲۸۶
ارزشمندی دل رعیت
وزیری حکیم، پادشاهی را که از شکستن جام مرصعش غمگین شده بود آگاه میکند که دل شکستهٔ رعیت، برخلاف جام، هیچ جبرانی ندارد و ارزشمندتر از هر گنجی است.
-
داستان ۲۸۷
زن عاقل و خوب و پارسا، کند مرد درویش را پادشاه
زن یک اسیر فقیر در جنگ کوروش، آزادی شوهرش را بر تمام طلا و جواهر ترجیح میدهد و کوروش با شگفتی از این وفاداری، هم او را آزاد و هم هدایایی به خانوادهشان میبخشد.
-
داستان ۲۸۸
قاضی پارسا
علامه ابوالقاسم کبیر پیش از داوری میان یکی از آشنایانش و شخصی بیگانه، هدیهٔ میوهای را که از پیش دریافت کرده بود به صاحبش بازمیگرداند تا قضاوتش کاملاً بیطرفانه باشد.
-
داستان ۲۹۰
من اشتباهی نیامده بودم!
عربی بادیهنشین با سه درد بیدرمان جسمی، نادانی و تهیدستی نزد امام علی میآید و حضرت با دادن سه هزار درهم، هر سه دردش را در آنِ واحد درمان میکنند.
-
داستان ۲۹۱
کمک به نیازمندان
امام جواد علیهالسلام بهجای رنجش از رفتار کودک فقیری که او را نادیده گرفته بود، با هدیهٔ لباس و کتاب و پول، مسیر زندگی او را بهسوی دانش تغییر میدهد.
-
داستان ۲۹۲
جهنم را خودتان تشریف میبرید!
واعظی که همیشه از بهشت سخن میگفت، در پاسخ به معترضی که خواستار توصیف جهنم بود، با طنز میگوید توصیف جهنم لازم نیست چون مخاطبان خود به آنجا خواهند رفت.
-
داستان ۲۹۶
سخنچین و حضرت علی علیهالسلام
امام علی علیهالسلام به مردی که سخن بدگویان را به او منتقل کرده بود میفرماید چه راست باشد چه دروغ، خود او سخنچین یا دروغگوست و باید از او دور شود.
-
داستان ۲۹۷
حقیقت نیکوکاری
گارسونی آمریکایی که خود برای خرید لباسشویی رؤیاییاش پسانداز میکرد، هزینهٔ غذای زوجی نیازمند را از جیب خود میپردازد و این ایثار پنهانیاش زندگیاش را دگرگون میکند.
-
داستان ۲۹۸
از تو کوشش! از خدا پیدایش!
پیرمردی عارف به جوانی گدا توصیه میکند درختان خشک مقابل خانهاش را آبیاری کند؛ با صبر و پشتکار سالها بعد آن جوان از ثروتمندان روستا میشود.
