داستانهای اخلاقی · ۱۸۲ داستان
۱۸۲ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای اخلاقی.
-
داستان ۳۰۲
پرهیز از گمان بد و ناشایست
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای پیشگیری از وسوسهٔ گمان بد در دل دو یار خود، بیدرنگ توضیح میدهد که زن همراهش همسرش صفیه است.
-
داستان ۳۰۳
همسر پارسا و روزی حلال
همسر پارسای جوانی فقیر او را از خرجکردن کیسهٔ طلای یافتشده بازمیدارد؛ امانتداری آن جوان در بازگرداندن کیسه، به ثروتمندشدن خانوادهاش میانجامد.
-
داستان ۳۰۴
بازرگان و مستمند
مدیر بازرگانی که گدایی نیازمند را با تحقیر از خود رانده بود، ساعتی بعد با خبر غرقشدن کشتی کالایش، خود را نیازمندتر از او مییابد و به درگاه خدا توبه میکند.
-
داستان ۳۰۷
شفای درون
ثروتمندترین مرد جهان که در ۵۳ سالگی از پزشکان یک سال عمر بیشتر نداشت، با وقف ثروتش در بنیادی خیریه، هم سلامتی و هم چهلوچهار سال عمر دیگر به دست میآورد.
-
داستان ۳۱۰
خشکسالی و راز اشکهای شیخ رجبعلی خیاط
در مراسم نماز باران، شیخ رجبعلی خیاط پیش از دعا برای باران، دخترکی گرسنه و سردزده را دلجویی میکند و سپس با اشک و توسل به رحمت خدا، بارانی سیلآسا نازل میشود.
-
داستان ۳۱۱
فقیر و بیمارشدن فروشندۀ ثروتمند
عطار ثروتمند کربلایی که با احتکار و تقلب آبلیمو در ایام بیماری همهگیر ثروت اندوخته بود، در پایان عمر با از دستدادن تمام دارایی و سلامتیاش، حتی متکای زیر سرش را برای دارو میفروشد.
-
داستان ۳۱۲
حاکمشدن چه آسان! آدمشدن چه مشکل!
ولیعهدی شرور که با کودتا پدرش را به بند کشیده و بر تخت نشسته، در پاسخ به طعنهاش، از پدر اسیرش میشنود که رسیدن به حکومت آسان است اما آدمشدن دشوار.
