داستان ۲۶۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۶۸ چاپی
دروغ: گناه کبیره
نمایندهٔ سلطانحسین بایقرا که دروغ گفته بود کتابی خاص همراهش بوده، وقتی کتاب اشتباهی از آب درمیآید در برابر میزبان رسوا و شرمنده میشود.
سلطانحسین بایقرا، حاکم خراسان و زابلستان، با یعقوبمیرزا، حاکم آذربایجان، رفیق بود و با هم نامهنگاری میکردند و برای هم هدیه میفرستادند. سلطانحسین مقداری اشیای گرانقیمت به نمایندۀ خود، به نام امیرحسین ابیوردی، داد و گفت: «این هدیهها را با کتابی که از کتابخانه به نام کلیات جامی است میگیری و به عنوان هدیه برای سلطان یعقوبمیرزا میبری». امیرحسین نزد کتابدار رفت و کتاب کلیات جامی را خواست و او اشتباهاً کتاب فتوحات مکیه تألیف محییالدین عربی را، که به همان اندازه و حجم بود، به او داد. امیرحسین بدون اینکه صحت کتاب را بررسی کند کتاب را گرفت و به طرف آذربایجان حرکت کرد و نزد یعقوبمیرزا رسید. نامۀ سلطانحسین و هدایای ارزشمند را تقدیم او کرد.
یعقوبمیرزا پس از قرائت نامه و احوالپرسی از سلطان و ارکان دولت، از خود امیرحسین احوال پرسید و از دوری راه، که دو ماه طول کشیده بود، سؤال کرد و گفت: «حتماً همصحبتی هم داشتهاید که به شما خوش گذشته باشد». امیرحسین، به عنوان فردی دانشمند و اهل مطالعه، گفت: «بلی کتاب کلیات جامی که تازه رونویسی شده بود و مطالب بسیار آموزندهای داشت همراهم بود و مرتب به خواندنش مشغول بودم و از آن لذت میبردم»، در حالی که نگاهی هم به آن کتاب نکرده بود. یعقوبمیرزا تا نام کتاب کلیات جامی را شنید گفت: «بسیار مشتاق بودم و از آوردن این کتاب خوشحال شدم». امیرحسین یکی از ملازمان را فرستاد و کتاب را آورد و به دست یعقوبمیرزا داد. یعقوبمیرزا وقتی کتاب را گشود، دید کتاب فتوحات مکی است. رو به امیرحسین کرد و گفت: «این کتاب کلیات جامی نیست. چرا دروغ گفتی؟» امیرحسین از شرم به عقب برگشت و دیگر صبر نکرد جواب نامه را بگیرد. به سمت خراسان حرکت کرد و گفت: «حاضر بودم وقتی دروغم آشکار شد میمُردم و با آن صحنۀ رسوایی مواجه نمیشدم».
عبدالله بن جوزا خدمت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شرفیاب شد و عرضه داشت: «ممکن است انسان مؤمن فریب شیطان را بخورد و مرتکب گناهانی مانند دزدی و امثال آن شود؟» پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «بلی ممکن است». عرض کرد: «آیا ممکن است انسان مؤمن دروغ هم بگوید؟» پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «نه به هیچ وجه. انسان مؤمن دروغ نمیگوید».۱
در کتاب شریف کافی دروغ از گناهان کبیره است. انسان دروغگو نمیتواند امام جماعت شود. اقتدا به انسان دروغگو جایز نیست.
یکی را که عادت بود راستیخطا گر کند درگذارند از او
وگر نامور شد به قول دروغدگر راست باور ندارند از او
— سعدی۲
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
منابع
- کافی ح2 بازگشت به متن ↑
- سعدی بازگشت به متن ↑
