داستان ۲۸۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۰۷ چاپی
عاقبت به خیری مرد متجاهر به فسق
امام صادق علیهالسلام دربارهٔ مردی متجاهر به فسق که همسایگان از او شاکی بودند، میفرماید خداوند به پاس پوشاندن برهنگی فقیری بینامونشان و دعای آن فقیر، او را بخشیده است.
جمعی از اصحاب خدمت امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدند و از مردی از همسایگانشان شکایت کردند و گفتند: «او مردی است متجاهر به فسق و فجور و اعمال زشت و ناشایست. از کارهایش خسته و ناتوان شدهایم و چون همکار و هسایۀ ماست دوستان ما هم به ما خوشبین نیستند. میخواهیم او را به حضورتان بیاوریم، اما از ما شنوایی ندارد و سخنانمان را نمیپذیرد». امام صادق علیهالسلام فرمودند: «آنچه من میدانم و میبینم او بهشتی است و خداوند او را بخشوده است». اصحاب با شگفتی علت را از آن حضرت جویا شدند. امام فرمودند او روزی، صبح زود، از منزلش به قصد انجامدادن کارهای روزانه خارج شد. در بین راه به شخص نیازمندی رسید که در کنار دیواری خوابیده بود و لباسش برای پوشش تمام اندامش کافی نبود. آن مرد از برهنگی مرد فقیر و خوابآلود متأثر شد و به منزل خود برگشت. پارچۀ بلندی آورد و آن مرد بینوا و برهنه را پوشاند و رفت. مرد فقیر و برهنه از خواب بیدار شد و خود را پوشیده دید. صورت به جانب آسمان کرد و گفت: «پروردگارا، من که او را نمیشناسم، اما هر انسانی که مرا و عیوب مرا پوشانیده است، تو هم عیوبش را بپوشان و او را بیامرز». خداوند مهربان هم او را آمرزید و تمام خطاها و گناهانش را عفو فرمود.
اصحاب فرمایش امام صادق علیهالسلام را برایش بازگو کردند. آن مرد سر به زیر افکند و چشمانش بارانی شد و گفت: «ممکن است از امام صادق علیهالسلام برایم اجازۀ شرفیابی بگیرید؟» اصحاب هماهنگ کردند و آن مرد گناهکار خدمت امام صادق علیهالسلام شرفیاب شد و از تمام کارهای ناشایستش توبه کرد و گفت: «بسیار بیحیایی و بیشرمی است چنین خدای مهربانی را نافرمانیکردن! با بهرهگیری از انفاس قدسیۀ شما امام مهربان استعانت میجویم و میکوشم تا پایان عمر کاری مرتکب نشوم که این خدای مهربان را به خشم آورد».
قرآن مجید میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ؛۱ خداوند توبهكاران و پاكيزگان را دوست مىدارد». امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «هر دردی درمانی دارد و درمان گناهان، توبه و طلب آمرزش از ذات مقدس پروردگار مهربان است».۲
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
منابع
- بقره: 222. بازگشت به متن ↑
- مأخذ در نسخهٔ اصلی مشخص نشده است بازگشت به متن ↑
