داستان ۲۷۶ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۹۶ چاپی
سید خارکن و نذر نادر شاه
سید هاشم بحرانی، عالم زاهدی که با جمعآوری خار امرار معاش میکرد، به نادرشاه میگوید همت او والاتر است که از آخرت گذشته، و در خوابی دیگر از زبان امام علی میآموزد شفاعت شامل بدهکاران نمیشود.
سید هاشم بحرانی، عالمی بود پرهیزگار که برای گذران زندگی به صحرا میرفت و از خارهای صحرا بستههای هیزم جمعآوری میکرد و به نانوایان میفروخت و از این طریق امرار معاش میکرد. او به «سید خارکن» یا «سید هیزمفروش» معروف بود. وقتی نادرشاه به نجف مشرف شده و اوصاف او را شنیده بود به دیدارش علاقهمند شد. دستور داد این شخص زاهد و محترم را دعوت کنند تا ایشان را از نزدیک زیارت کند. سید خارکن به مجلس نادرشاه وارد شد و نادرشاه او را تجلیل کرد و خطاب به او گفت: «آفرین و صد آفرین بر همت والایت که اینچنین از دنیا و مال و منالش گذشتهای! بسیار بلندهمتی! مانند تو کسی را ندیدهام». سید خارکن گفت: «همت جناب نادر بهمراتب از همت من بالاتر است! من از دنیای فانی و بیارزش گذشتهام و جناب نادر از آخرت و نعمتهای جاویدان و ارزشمند بهشتی گذشتهاند و به این دنیای فانی قناعت کردهاند!» نادر سر به زیر افکند و از سید خداحافظی کرد، زیرا جوابی برای سید نداشت.
همچنین، سید هاشم خارکن میگوید من از مغازهای در بغداد، که صاحبش یهودی بود، خرید کرده بودم و یک فلس بدهکار بودم. بعد از چند روز برای دادن بدهی نزدش رفتم. مغازهاش بسته بود و گفتند وفات کرده است. شب در عالم رؤیا خدمت جدم حضرت علی علیهالسلام شرفیاب شدم، در حالی که آن حضرت روی از من گردانیدند و به من اعتنایی نکردند. من با ناله و زاری عرض کردم: «تمام امیدم به شفاعت شماست و امید دیگری ندارم». فرمودند: «تا بدهی و دین خود را ادا نکنی مشمول شفاعت ما نخواهی شد. گناهکاران و بدهکاران به خداوند یکتا ممکن است از شفاعت ما بهرهمند شوند، اما شفاعت ما هرگز شامل مدیونان و بدهکاران به خلق خدا نخواهد شد، اگرچه طلبکار شما غیرمؤمن و غیرمسلمان باشد. حقوق تمام افراد محترم و محفوظ است، بیقید و شرط».
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. قرآن مجید میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا؛۱ خداوند به شما فرمان میدهد امانتها را به صاحبانشان برگردانید». این دستور بدون قید و شرط است و مؤمنبودن یا نبودن، مسلمانبودن یا نبودن در آن تأثیری ندارد. بدهکاری باید به صاحبش برگردد.
منابع
- نساء: 58. بازگشت به متن ↑
