داستان ۲۷۸ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۹۹ چاپی

منارۀ کج و معمار حکیم

معماری اصفهانی برای جلوگیری از شیوع شایعهٔ کج‌بودن ناروای مناره‌ای، به‌ظاهر آن را با فشار چوب اصلاح می‌کند تا سخن پیرزنی در میان مردم ریشه نگیرد.

حدود چهارصد سال قبل، ساختمان یکی از مساجد بزرگ اصفهان به پایان رسیده بود و کارگران برای مراسم افتتاح آماده می‌شدند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده‌کاری‌ها را انجام می‌دادند. پیرزنی از آنجا می‌گذشت. وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: «فکر کنم یکی از مناره‌ها کمی کج است». کارگرها خندیدند، اما معمار که این حرف را شنید سریع گفت: «چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه دهید و فشار دهید». در حالی که کارگران با چوب به مناره فشار می‌آوردند معمار مدام از پیرزن می‌پرسید: «مادر، درست شد؟» مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: «بله. درست شد». تشکر و دعا کرد و رفت.

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشاردادن به مناره‌ای را که اصلاً کج نبود پرسیدند. معمار گفت: «اگر این پیرزن دربارۀ کج‌بودن این مناره با دیگران صحبت می‌کرد و همین شایعۀ دروغ پخش می‌شد این مناره تا ابد کج می‌ماند و دیگر نمی‌توانستیم آثار منفی این شایعه را پاک کنیم، زیرا جامعه، شایعات منفی را به‌سرعت منتشر می‌کند و بی‌دلیل و بی‌درنگ می‌پذیرد. از این‌رو گفتم همین ابتدا جلوی آن را بگیرم و این فکر غلط را از ذهنش خارج کنم».

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «اِتَّقُوا مَوَاقِعَ التُّهَم؛۱ از موقعیت‌هایی که موجب تهمت‌های ناروا می‌شود بپرهیزید». این‌گونه موقعیت‌ها به‌سرعت ما را نابود می‌کند.

بر شیشۀ احساس کسی چنگ نزنبا زخم زبان به دیگران سنگ نزن

وقتی که خبر نداری از سرّ کسیبیهوده بر او تهمت صد رنگ مزن

— ؟؟؟

منابع

  1. کافی، ج8، ص157، ح137. بازگشت به متن ↑
  2. مأخذ در نسخهٔ اصلی مشخص نشده است بازگشت به متن ↑