داستانهایی که از حافظ نقل کردهاند · ۲۲ داستان
۲۲ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهایی که از حافظ نقل کردهاند.
-
دیباچه
دیباچه
نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی میگیرد و کتاب را مجموعهای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی میکند که یکسوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد.
-
داستان ۴۲
دزدی که عاقبت به خیر شد!
دزدی که روزها در جامهٔ صالحان و شبها در پی سرقت بود، در آستانهٔ ورود به خانهٔ زنی جوان توبه میکند؛ فردای آن روز، همان زن برای انتخاب همسر نزد پیامبر میآید و پیامبر همان مرد توبهکار را برایش برمیگزیند.
-
داستان ۹۵
شرفیابی رانندۀ کامیون خدمت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
رانندهای که در کولاکی مرگبار موتور کامیونش خاموش شده بود، در واپسین لحظات به امام زمان متوسل و توبه میکند؛ مرد ناشناسی موتور را روشن میکند و ناپدید میشود.
-
داستان ۱۰۲
عاقبت دروغگویی
مردی با ادعای دروغین رؤیای پیامبر، پیامهایی ملایم دربارهٔ ترک گناه به نادرشاه میرساند؛ نادرشاه با تشخیص دروغ او، چون احکام الهی مطلقاند نه نسبی، دستور تنبیهش را میدهد.
-
داستان ۱۳۳
در قضاوت شتاب نکنیم!
پس از مرگ ثروتمندی که مردم او را بخیل میپنداشتند، معلوم میشود او سالها هزینهٔ گوشت رایگان قصاب محله را پنهانی میپرداخته؛ درسی دربارهٔ پرهیز از قضاوت عجولانه.
-
داستان ۱۳۶
مستحاب نشدن دعای بدزبان
مرد عابدی که سالها دعای فرزنددارشدنش مستجاب نمیشد، در خواب میفهمد علتش تندخویی زبانش با مردم است؛ خوشزبانی شرط شنیدهشدن دعاست.
-
داستان ۱۴۳
آثار نگاه حرام
مردی که پیشتر به فیض دیدار امام زمان نائل میشد، پس از یک نگاه حرام این توفیق را از دست میدهد؛ از آن پس خود را به دیوانگی میزند تا حسرتش پنهان بماند.
-
داستان ۱۵۱
ماجرای خاکسپاری حافظ
در پی اختلاف مردم شیراز بر سر جواز دفن حافظ، تفألی به دیوانش نشانگر برائتش از اتهام بیدینی میشود؛ داستانی که ریشهٔ سنت فال حافظ است.
-
داستان ۱۵۳
فضایل حضرت خدیجۀ کبرا علیهاالسلام
نویسنده جایگاه والای حضرت خدیجه را در سخاوت، تجارت گسترده و همراهی با پیامبر برمیشمارد و بر اهمیت همسر شایسته در زندگی، به روایت احادیث امامان، تأکید میکند.
-
داستان ۱۶۲
نامۀ آیتالله امینی به جرج جرداق
آیتالله امینی با ارسال کتاب الغدیر برای جرج جرداق، حقوقدان مسیحی لبنانی، نظرخواهی میکند؛ جرداق پس از مطالعه، کتابی پرآوازه دربارهٔ عدالت امام علی مینویسد و او را مظلومترین شخصیت تاریخ میخواند.
-
داستان ۱۷۶
سید محمدباقر میرداماد و دختر فراری شاهعباس
طلبهای جوان که دختر فراری شاهعباس شبی به حجرهاش پناه میبرد، برای غلبه بر وسوسهٔ شهوت انگشتانش را روی شعلهٔ چراغ میسوزاند؛ پاکدامنیاش به ازدواج او با همان دختر میانجامد و به «میرداماد» شهرت مییابد.
-
داستان ۱۷۹
چهل درخت در دنیا، برابر درختی در بهشت
پیامبر اکرم برای رهاندن همسایهای فقیر از آزار صاحب درخت خرمای بخیل، وعدهٔ درختی در بهشت میدهد؛ صحابیای این درخت را با چهل نخل دیگر میخرد و به همسایهٔ فقیر میبخشد.
-
داستان ۱۸۵
نصیحت شیطان به نوح نبی علیهالسلام
پس از هلاکت قوم نوح، شیطان از سر قدردانی دو اندرز به او میدهد: پرهیز از حسد که سبب سقوط خودش شد، و پرهیز از حرص که سبب لغزش آدم شد.
-
داستان ۲۰۳
هدیه برای بیمار
امام صادق به شیعیانی که برای عیادت بیماری میرفتند بدون هدیه، یادآوری میکند که بردن هدیه به عیادت، آرامشبخش بیمار و از سنتهای شایسته است.
-
داستان ۲۰۸
دکتر سید جواد مصطفوی
دکتر مصطفوی هدف پژوهشها و آثارش، از جمله معجم نهج البلاغه، را ایجاد تفاهم میان شیعه و سنی و تحکیم اتحاد در خانواده و جامعهٔ اسلامی میداند.
-
داستان ۲۱۹
محبت: راز نبوت حضرت موسی علیهالسلام
خداوند به حضرت موسی میفرماید مهربانیاش با بزغالهای گمشده، دلیل انتخاب او برای نبوت بود؛ رحمت و محبت، معیار اصلی شایستگی نزد خداست.
-
داستان ۲۲۵
ایستادگی عطیه در برابر حجاج بن یوسف ثقفی
عطیه، فقیه و شیعهٔ کوفی، بهجای دشنام به امام علی در برابر حجاج، حدیثی از پیامبر در فضیلت امام علی میخواند و با شهادتش، ثبات در عقیده را به یادگار میگذارد.
-
داستان ۲۴۴
محبت و گذشت، نشانۀ بزرگواری
واعظی که سالها علیه آخوند خراسانی سخنرانی کرده بود، در تنگدستی ناچار به مراجعه نزد او میشود؛ آخوند نهتنها کینهای به دل نمیگیرد، بلکه با پول نقد گرهٔ مشکلش را میگشاید.
-
داستان ۲۵۰
پاسداری از امانت
پیامبر اکرم گوسفندانی را که چوپانی یهودی میخواست بدون اجازهٔ صاحبش به سپاه اسلام ببخشد، نمیپذیرد و تأکید میکند خیانت در امانت حتی در حق دشمن هم روا نیست.
-
داستان ۲۶۷
کرامتی از امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام بدون آنکه کسی سخنی بگوید نیازش را برطرف میکند و در آزمونی از سوی مردی سنیمذهب، تمام اسرار خانوادگی او را در نامهای سفید بازمیگوید.
-
داستان ۳۰۲
پرهیز از گمان بد و ناشایست
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای پیشگیری از وسوسهٔ گمان بد در دل دو یار خود، بیدرنگ توضیح میدهد که زن همراهش همسرش صفیه است.
-
داستان ۳۱۳
رهایی هندوی بتپرست از اعدام با توسل به امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
هندوی بتپرستی که به ناحق به اعدام محکوم شده بود، به توصیهٔ عالمی شیعی به امام زمان متوسل میشود و در دادگاه، بدون هیچ توضیحی، حکمش به تبرئه تبدیل میشود.
