دیباچه · صفحهٔ ۱ چاپی

دیباچه

نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی می‌گیرد و کتاب را مجموعه‌ای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی می‌کند که یک‌سوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام اختصاص دارد.

به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر

به نام خداوند جان‌آفرینحکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشنده و دستگیرکریم خطابخش و پوزش‌پذیر

ولیکن خداوند بالا و پستبه عصیان در رزق بر کس نبست

کسانی کزین راه برگشته‌اندبرفتند بسیار و سرگشته‌اند

— سعدی۱

سپاس و ستایش شایستۀ خداوندی است یکتا و مهربان؛ خداوندی که از بی‌نهایت بوده است و تا بی‌نهایت خواهد بود. آنگاه که هیچ موجودی نبود او وجود داشت و فرماندۀ تمام هستی بود. تمام هستی از اوست و اوست رب‌العالمین.

ای هست‌کن اساس هستیکوته ز درت درازدستی

ای یاد تو مونس روانمجز نام تو نیست بر زبانم

— نظامی۲

پروردگارا! تو مهربان‌ترین مهربانانی! و تو آن خدایی هستی که اجازه دادی به درگاهت پناه آوریم. چه بسیار غم‌ها و غصه‌ها و اندوه‌هایی که با لطف و کرمت از ما دور کردی و چه گرفتاری‌ها و ناراحتی‌هایی که از ما برطرف کردی و از غصه‌ها قصه‌ها نساختی! و این لطف و مرحمتت را از هیچ یک از بندگانت دریغ نفرمودی.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

— سعدی۳

تمام پدیده‌های زندگی در جهان آفرینش محدود به زمان و مکان‌اند و در محدودۀ زمان و مکان است که موجودیتشان ظاهر و آشکار می‌شود. فقط اوست که وجودش محدود به زمان و مکان نیست و هیچ محدودیتی برایش وجود ندارد وبدین‌وسیله وحدانیت و یگانگی خود را به اثبات رسانیده است و با وجود اینکه محدودیتی برایش نیست، خود احاطۀ کامل بر جهان هستی دارد و هیچ پدیده‌ای از نظرش مخفی و پوشیده نیست.

تویی پیداتر از پیدا نمی‌یابیم پیدا راچرا مانند ماهی‌ها نمی‌بینیم دریا را؟

تو نامت را نوشتی جای‌جای دفتر هستیولی ما نابلد بودیم و گم کردیم معنا را

— محمد خان‌محمدی

کوتاه‌ترین لفظی که از دهان‌ها خارج می‌شود، یا یک لحظه که دیده‌ای دیدۀ دیگری را می‌نگرد، از آشکار و نهان، و از ظاهر و درون آن لحظات فقط و فقط او ‌آگاه است و بس. در بلندی‌ها و پستی‌ها و تنهایی‌ها فقط اوست که با ماست و لحظه‌ای ما را تنها نخواهد گذاشت و پیوسته ناظر بر اعمال ما خواهد بود.

کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو راکی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را

— فروغی بسطامی۵

در این مقام شایسته است ما هم، همه جا و همه وقت، به یاد او باشیم و از نورانیت معرفتش بهره‌مند شویم.

برگ درختان سبز در نظر هوشیارهر ورقش دفتری است معرفت کردگار

— سعدی۶

اوست خداوندی که همسر و فرزندی ندارد و در آفرینش این جهان شریک و یاوری نداشته و نخواهد داشت. قدرت و توانایی‌اش بی‌نیاز از هر شریک و انباز است. او را در بزرگواری و عظمت مانندی نبوده و نخواهد بود. او آفریننده‌ای است تنها و بی‌همتا.

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که تواَم راه‌نُمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویمهمه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمیتو نمایندۀ فضلی تو سزاوار ثنایی

— سنایی۷

سستی و کسالت، تنبلی و بی‌خیالی در وجود مقدسش راه نداشته و نخواهد داشت. تمام بندگانش را بدون قید و شرط، با نهایت عطوفت و مهربانی، راهنمایی می‌کند. به وسیلۀ عقلی که در نهاد انسان قرار داده او را برترین موجودات معرفی فرموده و توانایی شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها را به او عنایت فرموده و خود ناظر بر رفتار و کردار او بوده و هست. پاداش و کیفر‌ آنان را به شایستگی کامل عنایت می‌فرماید و ذره ای از رفتار و کردار بندگان برای حضرتش مخفی و پوشیده نخواهد بود.

کمال تو به نقصان آشنا نیستبه ملک هستی‌ات راه فنا نیست

تعالی‌الله نمی‌دانم چه ذاتی!که حلال جمیع مشکلاتی

— نظام الدین استر ابادی

اوست تنها پروردگاری که آسمان‌ها و زمین و منظومه‌های فضایی و تمام کهکشان‌های دور و نزدیک را آفریده و آن‌ها را در مسیری که معین و مشخص فرموده به حرکت درآورده و در فضای بیکران تا هر وقت بخواهد شناور خواهند بود و هچ یک را توان سرپیچی از فرمانش نبوده و نخواهد بود.

خدایا جهان پادشاهی تو راستز ما خدمت آید خدایی تو راست

جهان را بلندی و پستی توییندانم چه‌ای هر چه هستی تویی

اوست خداوندی که انسان را آفرید، در زمانی که هیچ انسانی وجود نداشت و نامی از او در جهان هستی نبود.

در شبستان غیب و شهر شهودبود روزی که جز تو هیچ نبود

باز روزی جهان شود نابودآن بماند که روز اول بود

که یکی هست و هیچ نیست جز اووحده لا اله الا هو

۱۰

اوست خداوندی که زبان‌ها از وصفش عاجز، و عقل‌ها از درک معرفتش ناتوان، و خردمندان از درک عظمتش حیران‌اند: «عجز الوصفون عن صفتک»؛۱۱ «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ»؛۱۲ گردن‌کشان در برابر عظمتش بی‌ارزش، و قدرتمندان از قدرت و توانایی‌اش در ترس و هراس‌اند.

هست آثار قدرتش زان بیشکه کند فهم، عقل دوراندیش

پیش دریای حکمت یزدانقطره‌ای نیست دانش انسان

آسمان و زمین و ماه و خورشید و آنچه در پیرامون این انسان است همه و همه را برای بهتر زندگی‌کردن او پیش از خلقت و آفرینش او بیاراست و این جایگاه مجهز و آماده را با تمام امکانات و وسایل به او اهدا کرد: «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً * وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً؛۱۴ آیا این زمین را آسایشگاه تو قرار ندادیم؟ و کوه‌ها را نگهبان و نگاه‌دار او نیافریدیم؟»

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجودهر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

— سعدی۱۵

خداوند، انسان را بهترین و برترین مخلوق جهان آفرینش معرفی فرمود و از این خلقت زیبا با آن امکانات و اختیاراتی که به او داده بود و به سبب آن زیبایی که به او عنایت فرموده بود به خود آفرین گفت: «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».۱۶ همچنین، برای متحیر و سرگردان‌نشدن او در ادامۀ زندگی با آن همه امکانات و اختیاراتی که به او تفویض کرده بود از راه لطف و مرحمت کتاب‌های راهنمایی برای چگونه زندگی‌کردن او به وسیلۀ نمایندگان ویژۀ خود به او عنایت فرمود تا این مهمان عزیز و فرخنده از این بهترین امکانات، بهترین زندگی را برای خود انتخاب کند و گرفتار شیاطین و گمراه‌کنندگان روزگار نشود.

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاههر که را نیست ادب لایق صحبت نشود

— حافظ۱۷

او انسان است با تمام صفات متضاد و ضد و نقیض؛ جاهلی است دانشمند، ناتوانی است قدرتمند، فقیر و بینوایی است ثروتمند. او در برابر پروردگار ذلیلی است بی‌مقدار، اما در دنیای خود بزرگواری است اندیشه‌ورز. در برابر ‌آفریدگار ناتوان است، اما در جهان آفرینش عزیزی است توانا. موجودی است که همه چیز به خاطر او آفریده شده، اما خودش مقصود پروردگار خویش است: «خَلَقْتُ الْأَشْیَاءَ لِأَجْلِکَ وَ خَلَقْتُکَ لِأَجْلِی؛۱۸ همه چیز را برای تو آفریدم، اما تو را برای خودم پدید آوردم». تو مطیع و فرمانبر من باش تا جهانیان را مطیع و فرمانبر تو قرار دهم: «عَبْدِی اَطِعْنِی حَتَّیٰ اَجْعَلُکَ مِثْلِی».۱۹

همه از بهر تو سرگشته و فرمان‌بردارشرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

— سعدی۲۰

اگر انسان به جایگاهی برسد که چشمش به جز خدا نبیند و گوشش به جز خدا نشنود و زبانش به جز خدا نگوید و رفتار و کردارش رنگ الاهی داشته باشد، تمام جهان هستی تحت فرمان او خواهد بود.

تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشدکه همی سخن بگوید به زبان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیندبنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوتبه در آی تا ببینی طیران آدمیت

— سعدی۲۱

در این جهان مادی هر کارخانه‌ای برای تولیداتش دفترچۀ راهنمایی دارد که راه و روش بهره‌برداری را به خریدار می‌آموزد تا بهره‌بردار بتواند با روش درست از آن محصول بهره‌مند شود. نه محصول ضایع شود و نه خریدار بی‌بهره بماند. این درسی است که از پروردگار جهان آموخته‌اند. پروردگار این جهان به وسیلۀ نمایندگان رسمی‌اش (پیامبران الاهی) کتاب‌های راهنمایی برای بهتر زیستن و بهتر بهره‌گرفتن بندگان از زندگی فردی و اجتماعی فرستاده است. باشد که این انسان راه و روش بهتر زندگی‌کردن را برای خود برگزیند و از مسیر سعادت و نیک‌بختی منحرف نشود؛ زیرا فقط انسان است که در زندگی صاحب‌اختیار است؛ هم می‌تواند راه نیک‌بختی را با اطاعت و بهره‌گیری از کتاب راهنما در پیش گیرد و هم می‌تواند به بیراهه برود و خود را به وادی هلاکت و بدبختی بیفکند: «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً».۲۲

از آغاز جهان آفرینش تاکنون و در ادامه تا پایان این جهان، پیوسته خیر و شر، خوبی و بدی، زیبایی و زشتی، روشنایی و تاریکی اخلاقی، با یکدیگر در جنگ و جدال بوده‌اند و خواهند بود. هابیل و قابیل، حضرت عیسی علیه‌السلام و مخالفان، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و مشرکان، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام و خلفای غاصبین، و در یک کلام پیروان مکتب زیبایی‌ها و پیروان مکتب پلشتی‌ها و نازیبایی‌ها پیوسته با یکدیگر در جنگ و ستیز بوده‌اند و خواهند بود. این پیامبران الاهی از آدم تا خاتم (صلوات الله علیهم) بودند که همگی با یک صدا و یک ندا انسان‌های زمانشان را هدایت و راهنمایی فرمودند و بهترین راه و روش و اخلاق اجتماعی را به جهانیان عرضه کردند تا این انسان، خود را به قلۀ نیک‌بختی و پیروزی نهایی برساند و گرفتار شقاوت و شوربختی نشود.

زندگی سرشار از نور خداستزندگی کوته‌زمانی نزد ماست

تا توانی حظ ببر از یاد اوگرچه می‌دانم که هر دم یاد ماست

— محمود شبستری

در طول و عرض زمین و زمان، مذاهب، عادات و رسوم طبقات گوناگون انسان‌ها متفاوت و متغیر بوده و هست، اما اصول اخلاقی در گذشته و حال و آینده و در تمام پهنۀ جهان هستی ثابت و بدون تغییر مانده و همچنان ادامه خواهد داشت. اصول و مبانی اخلاقی به هیچ وجه قابل تغییر و تبدیل نخواهد بود؛ زیرا اخلاق، روح و حیات جامعه است و جامعۀ فاقد اخلاق، مردار گندیده‌ای بیش نیست، به شرط آنکه هدف و مقصدش مشخص باشد.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کردآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

بی‌دلی در همه احوال خدا با او بوداو نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد

فیض روح‌القدس ار باز مدد بنمایددیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

— حافظ۲۴

بزرگ‌ترین و متخصص‌ترین معلمان و مربیان اخلاقی پیامبران الاهی هستند که از آغاز تاکنون با یکدیگر متحد و یک‌کلام بوده‌اند و جوامع مختلف بلااستثنا در طول تاریخ در مقابل عظمت و بزرگواری‌شان سر تعظیم فرود آورده‌اند و اصول ثابت اخلاقی بدون تفاوت از زبان انبیا و دیگر شخصیت‌های برجستۀ جهانی در تمام ادوار زندگی به انسان آموزش داده شده است تا بدین‌وسیله سعادت و خوش‌بختی خود را تأمین کند.

چندین هزار منظر زیبا بیافریدتا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد

— سعدی۲۵

حضرت آدم علیه‌السلام به فرزندانش آموخت در برابر خطاها و نافرمانی‌ها از پروردگار به درگاهش پناه ببرند و توبه، و طلب آمرزش و بخشایش کنند.۲۶ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در این باره می‌فرمایند بهترین عبادت‌ها طلب بخشش، و توبه از گناهان است. وتوبه کننده مانند کسی است که گناهی مرتگب نشده است۲۷

اگر لطفش قرین حال گرددهمه ادبارها اقبال گردد

خرد را گر نبخشد روشناییبماند تا ابد در تیره‌رایی

حضرت نوح علیه‌السلام پیروانش را به پرهیز از دنیاپرستی توصیه می‌کرد و می‌فرمود در هر حالی پروردگارتان را فراموش نکنید و با یکدیگر مهربان و خوش‌رفتار باشید.۲۹ رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز می‌فرمایند: «دنیاپرستی و دنیادوستی سرچشمۀ تمام گناهان است».۳۰

بیا تا جهان را به بد نسپریمبه کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدارهمان بهْ که نیکی بود یادگار

و به تعبیر خیام:

دنیا همه هیچ و مال دنیا همه هیچای هیچ، برای هیچ، بر هیچ مپیچ

— خیام۳۲

حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌فرمود: «هر کس در زندگی‌اش کیفر و پاداش کارهایش را دریافت می‌کند و گناه دیگران به او مربوط نخواهد شد».۳۳ خداوند مهربان در قرآن مجید می‌فرماید در روز قیامت هر کس پاداش و کیفر رفتار و کردارش را می‌بیند و گناهان دیگران به او ارتباطی نخواهد داشت.۳۴

من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باشکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

— حافظ۳۵

حضرت یعقوب علیه‌السلام به فرزندانش سفارش می‌کرد: «اسرار زندگی‌تان را فاش نکنید. راز و رمز زندگی باید پنهان بماند».۳۶ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم می‌فرماید: «هر کس اسرار زندگی‌اش را کتمان کند بر زندگی‌اش مسلط خواهد بود».۳۷ استعینوا علی امورکم بکتمانها .

در بیان این سه کم جنبان لبتاز ذهاب و از ذهب وز مذهبت

۳۸

حضرت یوسف علیه‌السلام، قهرمان مبارزه با گناه و معصیت و روابط نامشروع، از وسوسه‌های شیطانی به خدای مهربان پناه برد و فرمود: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ؛۳۹ پروردگارا! زندان برای من بهتر است از آنچه زنان مصری از من درخواست می‌کنند». حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: اجتناب السیات اولی من اکتساب الحسنات«دوری‌کردن از گناهان و پلشتی‌ها بهتر از انجام‌دادن کارهای خوب و شایسته است».۴۰

عزیز مصر به رغم برادران غیورز قعر چاه درآمد به اوج جاه رسید

— حافظ۴۱

حضرت موسی علیه‌السلام در تورات می‌فرماید: «هیچ‌گاه انتقام‌جو نباشید و از دیگران کینه به دل نگیرید و به همسایگانتان محبت بورزید و با‌ آنان خوش‌رفتار باشید. من یهوه هستم. دیگران را مانند خودتان دوست داشته باشید و با احترام با ایشان رفتار کنید».۴۲ در احادیث اخلاقی هم از امام حسن مجتبی علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: «با مردمان به گونه‌ای رفتار کنید که دوست دارید با شما همان‌گونه رفتار کنند».۴۳

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهال دشمنی بَرکَن که رنج بی‌شمار آرد

— حافظ۴۴

حضرت داود علیه‌السلام در کتاب آسمانی زبور می‌فرماید: «در هر حالی خدا را بخوانید و نعمت‌های او را شاکر و سپاس‌گزار باشید. هر کس کار خوبی انجام دهد به سود خودش است. بکوشید همیشه و در همه جا زیبا سخن بگویید و رفتار و کردارتان را با زیبایی انجام دهید». حضرت علی علیه‌السلام در همین زمینه می‌فرمایند: «کمترین وظیفۀ بندگان در برابر خدا این است که از نعمت‌های خداوند سپاس‌گزار باشند و از آن‌ها در راه نافرمانی‌اش استفاده نکنند».

شکر نعمت، نعمتت افزون کندکفر، نعمت از کفت بیرون کند

۴۵

حضرت عیسی علیه‌السلام در انجیل چنین موعظه می‌کنند: «همسایه‌ات را مانند خودت دوست بدار و با او مهربان باش»؛۴۶ «از خطاهای مردم صرف نظر کن و‌ آنان را ببخش. پدر آسمانیِ شما هم شما را خواهد بخشید»؛۴۷ «به دشمنانتان محبت کنید و کسانی که شما را می‌آزارند دعا کنید».۴۸

قرآن مجید می‌فرماید رفتارهای خوب و بد یکسان نیستند. هر کس به شما بدرفتاری کرد شما پاسخش را به خوبی بدهید و با او مانند دوست رفتار کنید نه مانند دشمن.۴۹

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنیای دوست همچنان دل من مهربان توست

— سعدی۵۰

لقمان حکیم شخصیتی برجسته و صاحب‌نام در تاریخ معلمان اخلاق است. قرآن مجید هم او را تأیید می‌فرماید و یک سوره از سوره‌های این کتاب آسمانی به نصایح و آموزش‌های اخلاقی او اختصاص داده شده است. وی مردی بود حبشی که در زمان داود پیغمبر می‌زیست و اندرزها و نصایحش تا پایان جهان پسندیده و پابرجاست. لقمان به فرزندش فرمود: «از دو صفت بسیار زشت بپرهیز که مایۀ از هم پاشیدن روابط صمیمانۀ اجتماعی است؛ تکبر و خودپسندی و دیگری غرور و خودبزرگ‌بینی که این دو صفت انسان را در عالمی از توهّم و خودبرتربینی فرو می‌برد و بین او و جامعه فاصله می‌افکند».۵۱

دلا ز نور هدایت گر آگهی یابیچو شمع خنده‌زنان ترک سر توانی کرد

گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظبه شاهراه حقیقت گذر توانی کرد

— حافظ۵۲

زرتشت هم از دیگر معلمان اخلاق در تاریخ است که اندرزها و پندهایش را قرآن و دیگر کتاب‌های آسمانی تأیید کرده‌اند. وی می‌گوید:

«راست‌گو باش تا همیشه سربلند باشی.

قبل از جواب‌دادن بیندیش.

هیچ ‌کس را مسخره نکن.

کسی را فریب نده تا فریبت ندهند.

متواضع باش تا دوستان بسیاری داشته باشی.

از فرمان وجدانت پیروی کن تا بهشتی شوی.

هیچ‌گاه تُرش‌رو و تلخ‌گوشت مباش.

اگر می‌خواهی از کسی دشنام نشنوی، دشنام مده.

با هیچ کیش و آیینی دشمنی مکن.

تا می‌توانی از مالت دهش و بخشش داشته باش.

بی‌گناه باش تا بدون ترس و بیم زندگی کنی.

مغرور و خودپسند نباش، زیرا غرور مشک پُرباد است؛ هر گاه از باد خالی شود چیزی در او نمی‌ماند».

و اینک، پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله سرآمد و پیشوای تمام پیامبران و معلمان اخلاق که در وصفش گفته‌اند:

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شددل رمیدۀ ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشتبه غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد

— حافظ۵۳

اعلام فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَکَارِمَ الأَخْلَاقِ؛۵۴ من برای کامل‌کردن اخلاق کریمانه، رفتار شایسته و کارهای پسندیده آمده‌ام». خداوند بزرگ مأموریت حضرتش را بهبود بخشیدن به اخلاق و رفتار اجتماعی بیان می‌فرماید: «اوست خداوندی که در میان مردم درس‌ناخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیات الاهی را برایشان بخواند و ایشان را از آلودگی‌های اخلاقی تطهیر کند و سپس کتاب خدا و حکمت‌های الاهی را به‌ آنان بیاموزد، اگرچه در گذشته در گمراهی و انحرافات اخلاقی آشکاری بودند.

ماه فرو ماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسیآمده مجموع در ظلال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانیعشق محمد بس است و‌ آل محمد

کتاب پیشِ رو محتوی 313 داستان اخلاقی است. یک‌سوم این داستان‌ها کرامات، معجزات و رفتارهای کریمانه و آموزندۀ وجود مقدس حضرت خاتم‌الانبیا صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است. سپس داستان‌های اخلاقی و آموزنده‌ای از پیامبران الاهی، پادشاهان، دانشمندان و حکیمان شناخته‌شده و نام‌آور تاریخ ذکر می‌شود. تاریخ ثبت‌کنندۀ حقایق و وقایعی است که در گذشته اتفاق افتاده و پند و اندرزی است ملموس و آزموده‌شده.

حدیث پادشاهان عجم راحکایت‌نامۀ ضحاک و جم را

بخواند هوشمند نیک‌فرجامنشاید کرد ضایع خیر ایام

مگر کز خوی نیکان پند گیردوز انجام بدان عبرت پذیرد

— سعدی۵۶

این مطلب را کتاب مقدس قرآن مجید هم تأیید می‌کند: «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ؛۵۷ به راستی در سرگذشت‌ آنان عبرتی برای خردمندان است».

عبرت روزگار بسیار استچشم عبرت هزار بایستی

— صائب تبریزی۵۸

اگر بتوانی از بدترین لحظات زندگی درس عبرت بگیری، برای واردشدن به بهترین لحظات زندگی‌ات آماده باش. اگر روزی در زندگی پایین آمدی ناامید مشو. آفتاب هر روز پایین می‌آید برای روز دیگر که بر فراز بلندی‌ها خودنمایی کند. به هسته‌ای که زیر خاک است بیندیش، زیرا او خود را در میوه‌های خوش‌طعم و گل‌های رنگارنگ بر فراز درختان می‌بیند.

جهان سر به سر عبرت و حکمت استچرا زین همه بهر من غفلت است

به نیکی گرای و میازار کسره رستگاری همین است و بس

تاریخ، دانشگاهی است در سطح جهانی که در همه جا و همه وقت با ما همراه است، دانشگاهی فراملیتی و فرامرزی که تمام سرگذشت‌ها و سرنوشت‌ها را ثبت، و بهترین و بدترین آن‌ها را مشخص می‌کند. دروغ نمی‌گوید و برخلاف حقیقت سخنی بر زبان جاری نمی‌کند. دانشجویانش را فریب نمی‌دهد و حقیقت را آنچنان که هست بازگو می‌کند. این دانشگاه رشته و کلاس خاصی ندارد. در تمام رشته‌ها سخنی برای گفتن دارد. برای ورود به این دانشگاه کنکور، امتحان ورودی، و سابقۀ تحصیلی نیاز نیست و هیچ مبلغی بابت آن دریافت نمی‌کنند؛ برای همگان رایگان است. برای پذیرش دانشجویان هیچ قید و شرطی وجود ندارد؛ از هر جنسیت، ملیت، شخصیت، و رنگ و نژادی که باشند می‌توانند از کلاس‌های این دانشگاه بهرۀ کافی ببرند. هر که باشی و هر چه باشی، در هر لحظه و زمانی که اراده کنی درب‌های این دانشگاه به رویَت باز است، و ورود برای همگان آزاد.

این ما و این پیام‌هایی از تاریخ!

ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شویتا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟

در مکتب حقایق پیش ادیب عشقهان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

— حافظ۶۰

منابع

  1. بوستان سعدی، در نیایش خداوند، بخش 1، سرآغاز. بازگشت به متن ↑
  2. خمسۀ نظامی، لیلی و مجنون، بخش 1. بازگشت به متن ↑
  3. مواعظ سعدی، غزلیات، غزل شمارۀ 13. بازگشت به متن ↑
  4. محمد خان‌محمدی. بازگشت به متن ↑
  5. دیوان اشعار فروغی بسطامی، غزلیات، غزل شمارۀ 9. بازگشت به متن ↑
  6. دیوان اشعار سعدی، غزلیات، غزل شمارۀ 296. بازگشت به متن ↑
  7. دیوان اشعار سنایی غزنوی، قصاید و قطعات، شمارۀ 206. بازگشت به متن ↑
  8. نظام الدین استر ابادی بازگشت به متن ↑
  9. اسکندرنامه نظامی، بخش اول. بازگشت به متن ↑
  10. دیوان هاتف اصفهانی، ترجیع‌بند. بازگشت به متن ↑
  11. محمد سهرابی بازگشت به متن ↑
  12. بحار الانوار، ج68، ص23. بازگشت به متن ↑
  13. گلشن رازی شبستری، ش4. بازگشت به متن ↑
  14. نبأ: 6-7. بازگشت به متن ↑
  15. مواعظ سعدی، قصاید، قصیدۀ 25. بازگشت به متن ↑
  16. «و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است» (مؤمنون: 14). بازگشت به متن ↑
  17. غزلیات حافظ، غزل 208. بازگشت به متن ↑
  18. شرح اصول کافی، ملاصالح مازندرانی، ج‌۴، ص‌۲۲۸. بازگشت به متن ↑
  19. الجواهر السنیة، کلیات حدیث قدسی، ص709. بازگشت به متن ↑
  20. گلستان سعدی، دیباچه. بازگشت به متن ↑
  21. مواعظ سعدی، غزلیات، غزل 18. بازگشت به متن ↑
  22. «ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاس‌گزار خواهد بود یا ناسپاس» (انسان: 3). بازگشت به متن ↑
  23. محمود شبستری بازگشت به متن ↑
  24. غزلیات حافظ، غزل 143. بازگشت به متن ↑
  25. مواعظ سعدی، قصاید، قصیدۀ 12. بازگشت به متن ↑
  26. قصص الانبیا بازگشت به متن ↑
  27. سنن ابن ماجه بازگشت به متن ↑
  28. فرهاد و شیرین، وحشی بافقی، بخش 2، در ستایش پروردگار. بازگشت به متن ↑
  29. سوره هود ایه 25-26-27-31 سوره اعراف ایه 59 تفسیر المیزان بازگشت به متن ↑
  30. تنبیه الخواطر بازگشت به متن ↑
  31. شاهنامۀ فردوسی، بخش 12. بازگشت به متن ↑
  32. ترانه‌های خیام، رباعی 102. بازگشت به متن ↑
  33. سوره نجم ایه 37-38-39-40 بازگشت به متن ↑
  34. سوره یس ایه 54 بازگشت به متن ↑
  35. حافظ شیرازی بازگشت به متن ↑
  36. سوره یوسف ایه 67 بازگشت به متن ↑
  37. مجمع البحرین بازگشت به متن ↑
  38. مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 58. بازگشت به متن ↑
  39. یوسف: 33. بازگشت به متن ↑
  40. کتابخانه احادیث شیعه بازگشت به متن ↑
  41. غزلیات حافظ، غزل 242. بازگشت به متن ↑
  42. سفر لاویان، 18-19. بازگشت به متن ↑
  43. کنز الاعمال بازگشت به متن ↑
  44. غزلیات حافظ، غزل 115. بازگشت به متن ↑
  45. مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 47. بازگشت به متن ↑
  46. انجیل متی، 22: 39. بازگشت به متن ↑
  47. انجیل متی، 6: 14. بازگشت به متن ↑
  48. انجیل متی، 5: 44. بازگشت به متن ↑
  49. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ؛ بدی را با بهترین شیوه دفع کن؛ ما به آنچه [مشرکان به‌ناحق ما را به آن] وصف می‌کنند داناتریم» (مؤمنون: 96). بازگشت به متن ↑
  50. دیوان اشعار سعدی، غزلیات، غزل 56. بازگشت به متن ↑
  51. سوره لقمان 18 -19 بازگشت به متن ↑
  52. دیوان حافظ، غزلیات، غزل 144. بازگشت به متن ↑
  53. غزلیات حافظ، غزل 167 بازگشت به متن ↑
  54. بحار الانوار، ج16، ص210. بازگشت به متن ↑
  55. مواعظ سعدی، قصیدۀ 16. بازگشت به متن ↑
  56. مواعظ سعدی، مثنویات، شمارۀ 33. بازگشت به متن ↑
  57. یوسف: 111. بازگشت به متن ↑
  58. دیوان اشعار صائب تبریزی، غزلیات، غزل 6978. بازگشت به متن ↑
  59. شاهنامۀ فردوسی، داستان سیاوش، بخش 18. بازگشت به متن ↑
  60. غزلیات حافظ، غزل 487. بازگشت به متن ↑