داستان ۲۶۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۷۹ چاپی
کرامتی از امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام بدون آنکه کسی سخنی بگوید نیازش را برطرف میکند و در آزمونی از سوی مردی سنیمذهب، تمام اسرار خانوادگی او را در نامهای سفید بازمیگوید.
معجزه و کرامت از نشانههای مقام نبوت و امامت است. رفتار و گفتاری که دیگران از انجامدادنش ناتواناند. هر یک از امامان معصوم (صلوات الله علیهم)، به مناسبت زمان خود، معجزاتی داشتند که به آن کرامت و معجزه شناخته میشدند. امام حسن عسکری علیهالسلام پاسخ پرسشهای نگفته را میدادند و از آنچه در قلب دیگران میگذشت یا دیگران اطلاع نداشتند، پیش از آنکه طرف اظهار کند، پاسخ مناسب میفرمودند، یا آنچه در آینده میخواست اتفاق بیفتد، قبل از وقوع، ایشان از آن واقعه یا حادثه خبر میدادند و پیشگویی میکردند.
ابوهاشم جعفری، از اصحاب موثق آن حضرت، میگوید معیشت و زندگی بر من تنگ شد. خدمت حضرت رسیدم تا از ایشان استمداد کنم، ولی خجالت کشیدم چیزی بگویم یا اشارهای کنم. از حضورشان مرخص شدم. وقتی به منزل رسیدم لحظاتی نگذشت که نمایندۀ امام تشریف آورد و یکصد دینار همراه نامهای برایم آورد که حضرت در آن نوشته بودند: «هر وقت هر مشکلی دارید شرم نکنید و به ما بگویید. ما مشکلاتتان را برطرف خواهیم کرد». به علت حصر خانگی، تمام افراد نمیتوانستند خدمت امام برسند. اشخاصی که پرسش یا حاجتی داشتند خدمت آن حضرت نامه مینوشتند و تقاضایشان را بیان میکردند. سپس نمایندۀ مخصوص آن حضرت نامهها را میبرد و پاسخ آنها را میآورد. شخصی سنیمذهب، که به آن حضرت عقیدهای نداشت، به قصد استهزاء و مسخره، نامۀ سفیدی را در پاکت گذاشت و گفت: «اگر آنچنان که شما میگویید از غیب خبر دارد باید نام و نشانه و خانوادۀ مرا برایم بنویسد». هنگامی که نامهها را برگرداند، روی نامۀ سفید آن مرد سنیمذهب، نام و نام اعضای خانواده و تمام رازها و رموز شخصی زندگیاش را مرقوم کرده بودند. آن مرد منقلب شد و گفت: «عین حقیقت است. به حقانیت عقاید شما و امامت آن امام همام ایمان آوردم». خود و خانوادهاش، در حال، شیعه شدند.
هواخواه تواَم جانا و میدانم که میدانیکه هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
— حافظ۱
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین والحمد لله رب العالمین.
منابع
- غزلیات حافظ، غزل 474. بازگشت به متن ↑
