داستانهایی که از ناشناس نقل کردهاند · ۱۵ داستان
۱۵ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهایی که از ناشناس نقل کردهاند.
-
داستان ۶۱
حمایت حضرت اباعبدالله علیهالسلام از کبوترهای کربلا
طلبهای که کبوتران حرم امام حسین را شکار کرده بود، در خواب سرزنش میشود و بهجای آن، سهمیهٔ روزانهٔ گوشت از قصابی محله دریافت میکند؛ سهمیهای که فقط به خود او اختصاص دارد.
-
داستان ۱۰۱
هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی!
عارفی که پیرمردی رهاشده در جاده را به خانهاش میبرد، در پاسخ به سرزنش دیگران میگوید در واقع به خودش خدمت میکند، زیرا هر نیکی روزی به صاحبش بازمیگردد.
-
داستان ۱۰۵
عاقبت سخت و خطرناک قسم دروغ
دشمنی با ادعای دروغین طلبکاری از امام حسن مجتبی، در دادگاه به لفظ جلاله سوگند دروغ میخورد؛ در همان لحظه بر زمین میافتد و جان میدهد.
-
داستان ۱۰۷
ژنرال فرانسوی و گنجشک مصدوم!
ژنرالی فرانسوی که برای نجات یک پرندهٔ مصدوم دلسوزی میکند، از سوی دامپزشکی الجزایری با یادآوری کشتار روزانهٔ مردم بیگناه توسط ارتش استعمارگرش شرمنده میشود.
-
داستان ۱۱۱
نادرشاه در نجف اشرف
مشروبات الکلی نادرشاه در ورود به نجف به سرکه بدل میشود و سگهای شکاریاش حاضر به ورود به حرم امام علی نمیشوند؛ نادرشاه در بازگشت از سفر هند به نذر خود عمل کرده و ایوان طلای حرم را میسازد.
-
داستان ۱۳۴
خطاپوشی
معلمی که سارق ساعت گرانقیمت یک دانشآموز را یافته بود، برای حفظ آبروی او هرگز هویتش را فاش نکرد؛ چهل سال بعد، همان شاگرد با قدردانی عمیق این بزرگواری را به یاد میآورد.
-
داستان ۱۳۵
حاکم ناصبی و شیعیان بحرین
وزیری ناصبی با کاشتن نوشتهای ساختگی در دل یک انار، شیعیان بحرین را تهدید به کشتار میکند؛ امام زمان در پاسخ به توسل محمد بن عیسی، راز نیرنگ وزیر را آشکار میکند و نقشهاش خنثی میشود.
-
داستان ۱۴۰
عیبجویی
سعدی نوجوان که از بیداریاش برای نماز شب به خواببودن خانوادهاش میبالد، از پدرش سرزنش میشود که این خودِ عیبجویی، گناهی بزرگتر از خفتن آنهاست.
-
داستان ۱۴۲
مرمت قبر حضرت حمزه و سالمبودن بدن مطهر ایشان
دو بار در طول تاریخ، قبر حضرت حمزه بهطور تصادفی یا عمدی گشوده شد و بدن مطهرش، پس از سدهها، دستنخورده و تازه یافت شد.
-
داستان ۱۶۱
دلنوشتهای برای مولا علی علیهالسلام
نویسنده در ستایشی ادبی از شخصیت امام علی، به مهربانیاش حتی با قاتلش، شهادتش در محراب عبادت، و تحسین اندیشمندان غیرمسلمان از عدالت او میپردازد.
-
داستان ۱۷۶
سید محمدباقر میرداماد و دختر فراری شاهعباس
طلبهای جوان که دختر فراری شاهعباس شبی به حجرهاش پناه میبرد، برای غلبه بر وسوسهٔ شهوت انگشتانش را روی شعلهٔ چراغ میسوزاند؛ پاکدامنیاش به ازدواج او با همان دختر میانجامد و به «میرداماد» شهرت مییابد.
-
داستان ۱۹۰
خطر فقر فرهنگی
قاضیای که ریشهٔ اکثر جرایم را در فقر فرهنگی، نه فقر مالی، یافته بود، شغل قضاوت را رها کرد و معلمی برگزید تا اصلاح جامعه را از آموزش کودکان آغاز کند.
-
داستان ۲۳۳
عزاداری علامه طباطبایی برای امام حسین علیهالسلام
علامه طباطبایی هر سال در پایینترین جایگاه مجلس روضهٔ امام حسین مینشست و میفرمود مجلس امام حسین نور است و نور بالا و پایین ندارد.
-
داستان ۲۵۴
زیارت اربعین
نویسنده تاریخ زیارت اربعین از عصر جابر بن عبدالله انصاری تا امروز، همراه با تخریبهای مکرر حرم امام حسین به دست خلفای عباسی، وهابیان و حکومت بعث و رونق دوبارهٔ آن را روایت میکند.
-
داستان ۲۸۷
زن عاقل و خوب و پارسا، کند مرد درویش را پادشاه
زن یک اسیر فقیر در جنگ کوروش، آزادی شوهرش را بر تمام طلا و جواهر ترجیح میدهد و کوروش با شگفتی از این وفاداری، هم او را آزاد و هم هدایایی به خانوادهشان میبخشد.
