داستانهایی که از ؟؟؟ نقل کردهاند · ۹ داستان
۹ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهایی که از ؟؟؟ نقل کردهاند.
-
داستان ۲۲
چاییریز امام حسین علیهالسلام
گورکنی هنگام دفن پیرمردی که عمری چاییریز مجالس روضۀ امام حسین بود، متوجه خالیبودن قبر و عطر خوشی میشود؛ جسد را خودِ امام حسین نزد خویش برده است.
-
داستان ۲۳
روز عاشورا و اهانت به عزاداران
زنی که عزاداران عاشورا را دشنام داده بود، همان شب در خواب میبیند از ورود به مجلسی که حضرت فاطمه زهرا کارت ورود میدهد بازمیماند؛ صبح با پشیمانی برای عذرخواهی به حسینیه بازمیگردد.
-
داستان ۴۹
نقطۀ آغاز تغییر
خردمندی در وصیتی مینویسد که آرزوی اصلاح جهان، کشور، شهر و خانوادهاش را داشت، اما در پایان عمر دریافت که تغییر باید از خودش آغاز میشد.
-
داستان ۵۸
در عفو لذتی است که در انتقام نیست!
شاگردی که علامه طباطبایی خواستگاریاش را رد کرده بود، سالها به او اهانت کرد؛ با این حال علامه پس از مرگ او برایش طلب آمرزش کرد و گفت در عذابدیدن او هیچ سودی برایش نیست.
-
داستان ۱۶۳
سوگند یاد نکردن امام سجاد علیهالسلام به نام خدا
امام سجاد برای اثبات بیگناهیاش در دادگاه، بهجای سوگندخوردن به نام خدا، ترجیح میدهد دوباره مهریهٔ همسرش را بپردازد، چرا که نام خدا را برتر از این کاربرد میداند.
-
داستان ۲۷۳
صلوات کامل بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و خاندانش
سلطانمحمد خدابنده به سخنرانی سنیمذهب که تنها بر پیامبر صلوات میفرستاد اعتراض میکند و با استناد به قرآن و حدیث، ضرورت صلوات کامل بر پیامبر و آل او را اثبات میکند.
-
داستان ۲۷۸
منارۀ کج و معمار حکیم
معماری اصفهانی برای جلوگیری از شیوع شایعهٔ کجبودن ناروای منارهای، بهظاهر آن را با فشار چوب اصلاح میکند تا سخن پیرزنی در میان مردم ریشه نگیرد.
-
داستان ۲۸۵
چشمچرانی و اسارت دل
امام علی علیهالسلام فراموشی و تیرگی دل مردی را نتیجهٔ ترکنکردن چشمچرانی تشخیص میدهد و پس از توبه، آن مرد صفای ذهن و لذت عبادت را بازمییابد.
-
داستان ۳۰۴
بازرگان و مستمند
مدیر بازرگانی که گدایی نیازمند را با تحقیر از خود رانده بود، ساعتی بعد با خبر غرقشدن کشتی کالایش، خود را نیازمندتر از او مییابد و به درگاه خدا توبه میکند.
