نوع منبع: سایر · ۵۰ داستان
۵۰ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: سایر.
-
دیباچه
دیباچه
نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی میگیرد و کتاب را مجموعهای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی میکند که یکسوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد.
-
داستان ۷
گوهر وجدان
کارگری تنگدست پنج انگشتر گمشدۀ جواهرفروشی مسیحی را مییابد و بهرغم فقر شدید، از ترس شرمندگی پیامبر اسلام نزد پیامبر مسیحیان، همه را به صاحبش بازمیگرداند.
-
داستان ۱۷
کرامتی دیگر از حضرت رقیه علیهاالسلام
خانوادهای یهودی که حاضر به فروش خانهشان کنار حرم حضرت رقیه نبودند، پس از شفای معجزهآسای دخترشان به دست آن حضرت در خواب، خانه را رایگان به حرم هدیه میکنند.
-
داستان ۲۰
لطف و عنایت امام حسن مجتبی علیهالسلام به غلام سیاه سخاوتمند
امام حسن مجتبی به پاس سخاوت غلامی که نان اندکش را با سگی قسمت میکرد، او و باغش را میخرد و آزادش میکند؛ آن غلام تا شهادت در کربلا همراه اهلبیت باقی میماند.
-
داستان ۵۸
در عفو لذتی است که در انتقام نیست!
شاگردی که علامه طباطبایی خواستگاریاش را رد کرده بود، سالها به او اهانت کرد؛ با این حال علامه پس از مرگ او برایش طلب آمرزش کرد و گفت در عذابدیدن او هیچ سودی برایش نیست.
-
داستان ۵۹
ما خون بغداد را شستیم!
قهوهچی بغدادی که برای دفاع از حرمت حضرت فاطمهٔ زهرا افسری توهینگر را کشته و سالها فراری بوده، از طریق رؤیای علامه بحرالعلوم با پیام «ما خون بغداد را شستیم» از خطر در امان میماند.
-
داستان ۶۶
همکاری در سفر
در سفری جمعی، وقتی اصحاب کارهای پخت غذا را میان خود تقسیم میکنند، پیامبر اکرم اصرار میکند خودش هیزم جمع کند تا در میان یارانش هیچ امتیاز ویژهای نداشته باشد.
-
داستان ۷۴
سلطانمحمد خدابنده و رسمیتیافتن مذهب شیعۀ دوازدهامامی در ایران
علامه حلی در مناظرهای با علمای چهار مذهب اهل سنت، هم مشکل طلاق سلطانمحمد خدابنده را حل میکند و هم برتری مذهب تشیع را ثابت میکند؛ نتیجه، رسمیتیافتن مذهب شیعهٔ دوازدهامامی در ایران بود.
-
داستان ۷۵
مصاحبۀ دانشگاه و نماز اول وقت
دانشجویی در آمریکا برای ادای نماز اول وقت از نوبت مصاحبهٔ حیاتی ورود به دانشگاه دل میکند؛ همین تعهد دینی مورد احترام هیئت مصاحبهکننده قرار میگیرد و با رتبهٔ خوبی پذیرفته میشود.
-
داستان ۷۶
راستگویی و نجات از زندان
مردی که بهخاطر اعتراض به تأخیر نماز به زندان حجاج بن یوسف افتاده، حاضر نمیشود برای آزادی به دروغ به دیوانگی خود اقرار کند؛ همین صداقت آزادیاش را رقم میزند.
-
داستان ۸۷
بهلول و بانی مسجد
بهلول با جایگزینکردن تابلوی بانی یک مسجد با نام خودش، به سازندهٔ واقعی میآموزد که اگر کار برای خداست، نگرانی از نامگذاری آن بیمعناست.
-
داستان ۸۹
مقام حضرت فاطمه امالبنین علیهاالسلام
نویسنده جایگاه والای حضرت امالبنین، مادر حضرت عباس، را در فداکردن فرزندانش برای امام حسین و بنیانگذاری مجالس عزاداری در مدینه میستاید.
-
داستان ۱۰۰
کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد!
کدخدای روستای بالادست از غرور آب را بر روستای پاییندست میبندد؛ روستاییان پایین با حفر چاه، منبع آب او را هم خشک میکنند، و در نهایت هر دو به همکاری نیاز پیدا میکنند.
-
داستان ۱۱۱
نادرشاه در نجف اشرف
مشروبات الکلی نادرشاه در ورود به نجف به سرکه بدل میشود و سگهای شکاریاش حاضر به ورود به حرم امام علی نمیشوند؛ نادرشاه در بازگشت از سفر هند به نذر خود عمل کرده و ایوان طلای حرم را میسازد.
-
داستان ۱۳۵
حاکم ناصبی و شیعیان بحرین
وزیری ناصبی با کاشتن نوشتهای ساختگی در دل یک انار، شیعیان بحرین را تهدید به کشتار میکند؛ امام زمان در پاسخ به توسل محمد بن عیسی، راز نیرنگ وزیر را آشکار میکند و نقشهاش خنثی میشود.
-
داستان ۱۳۷
هالو: کارگزار امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
باربری ساده و گمنام در اصفهان به نام «هالو» که ظاهری فقیرانه داشت، در واقع کارگزار مخفی امام زمان بود؛ رازش تنها در واپسین روز زندگی و با دیدار امام زمان از خانهاش آشکار شد.
-
داستان ۱۴۰
عیبجویی
سعدی نوجوان که از بیداریاش برای نماز شب به خواببودن خانوادهاش میبالد، از پدرش سرزنش میشود که این خودِ عیبجویی، گناهی بزرگتر از خفتن آنهاست.
-
داستان ۱۴۲
مرمت قبر حضرت حمزه و سالمبودن بدن مطهر ایشان
دو بار در طول تاریخ، قبر حضرت حمزه بهطور تصادفی یا عمدی گشوده شد و بدن مطهرش، پس از سدهها، دستنخورده و تازه یافت شد.
-
داستان ۱۵۳
فضایل حضرت خدیجۀ کبرا علیهاالسلام
نویسنده جایگاه والای حضرت خدیجه را در سخاوت، تجارت گسترده و همراهی با پیامبر برمیشمارد و بر اهمیت همسر شایسته در زندگی، به روایت احادیث امامان، تأکید میکند.
-
داستان ۱۵۶
نقش بسم الله الرحمن الرحیم بر سر درب کاخ فرعون
خداوند به حضرت موسی میفرماید فرعون را به احترام کتیبهٔ «بسم الله الرحمن الرحیم» بر سردر کاخش مهلت داده است؛ با محو شدن آن نوشته بر اثر باران، فرعون هلاک میشود.
-
داستان ۱۵۸
امام حسن مجتبی علیهالسلام و نجاتبخشیدن مردی از دشمنان دیرین
امام حسن مجتبی به مردی که «فقر» را دشمن دیرینهاش مینامد، تمام موجودیاش را میبخشد تا او را از این دشمن رها کند.
-
داستان ۱۶۱
دلنوشتهای برای مولا علی علیهالسلام
نویسنده در ستایشی ادبی از شخصیت امام علی، به مهربانیاش حتی با قاتلش، شهادتش در محراب عبادت، و تحسین اندیشمندان غیرمسلمان از عدالت او میپردازد.
-
داستان ۱۶۹
اهدای ضریح به حرم مطهر حضرت زینب علیهاالسلام و سفری به قاهره
نویسنده خاطرهٔ سفر به قاهره برای مراسم اهدای ضریح حرم حضرت زینب را روایت میکند، همراه با دیدار قاریان نامدار مصری و زیارت مراقد اهل بیت در آن شهر.
-
داستان ۱۷۳
شاهعباس و شیخ بهایی
شیخ بهایی در پاسخ به اعتراض شاهعباس از شوخیاش در حمام، توضیح میدهد که برخلاف عنوان سلطنت که قابل سلب است، دانش او همیشه همراهش میماند.
-
داستان ۱۷۵
کرامتی از حضرت عبدالعظیم علیهالسلام
کلیددار حرم حضرت عبدالعظیم که به سبب یک نگاه حرام از مقامش برکنار شده بود، پس از چهل روز توسل به امام رضا، دوباره به لطف حضرت عبدالعظیم کلید حرم را بازمییابد.
