داستان ۶۶ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۲۶ چاپی
همکاری در سفر
در سفری جمعی، وقتی اصحاب کارهای پخت غذا را میان خود تقسیم میکنند، پیامبر اکرم اصرار میکند خودش هیزم جمع کند تا در میان یارانش هیچ امتیاز ویژهای نداشته باشد.
در مسافرتِ دستهجمعیِ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اصحاب باوفایش همین که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و یاران ایشان از مرکبها فرود آمدند و بارها را بر زمین نهادند تصمیم جمع بر این شد که برای غذا گوسفندی ذبح کنند. یکی از اصحاب گفت: «ذبح گوسفند با من». دیگری گفت: «پوستکندنش با من». سومی گفت: «پختنش با من». رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «جمعکردن هیزم از صحرا با من». اصحاب گفتند: «یا رسولالله! شما زحمت نکشید! ما تمام کارها را با نهایت افتخار انجام میدهیم». پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «میدانم اما خداوند دوست ندارد بندهاش را در میان یارانش با وجهی متمایز ببیند که برای خودش نسبت به دیگران امتیازی قائل باشد». سپس به سمت صحرا رفت و مشغول جمعآوری هیزم شد.
ماه فرو ماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیستدر نظر قدر با کمال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانیعشق محمد بس است و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
منابع
- مواعظ سعدی، قصیدۀ 16. بازگشت به متن ↑
