داستان ۱۰۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۹۰ چاپی

کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد!

کدخدای روستای بالادست از غرور آب را بر روستای پایین‌دست می‌بندد؛ روستاییان پایین با حفر چاه، منبع آب او را هم خشک می‌کنند، و در نهایت هر دو به همکاری نیاز پیدا می‌کنند.

در دامنۀ دو کوه بلند دو آبادی وجود داشت. یکی در ارتفاعات به نام بالاکوه‌، و دیگری در پایین‌ و عمق دره به نام پایین‌کوه. چشمۀ آبی خنک و پُرآب در ارتفاعات کوهستان بود که از آبادی بالاکوه می‌گذشت و سپس به پایین کوه سرازیر می‌شد و آبادی پایین‌کوه را هم آبیاری می‌کرد. کدخدای بالای کوه گرفتار غرور‌ و خودخواهی شد و گفت پایین‌کوهی‌ها یا باید به ما بابت حق آب مبلغی بدهند یا آب را به رویشان می‌بندم. وی آب را به روی پایین‌کوه بست‌. هرچه‌ آن‌ها التماس و درخواست کردند قانع نشد و حقابۀ گزافی از آن‌ها مطالبه کرد و گفت حق این کوه به آن کوه نمی‌رسد.

کدخدای پایین‌کوه فرد دانایی بود. به رعیت گفت چند روز همه بسیج شوید‌ و چاه قناتی در پایین آن چشمه حفر کنید. روستاییان چاه عمیقی در انتهای درۀ کوهستان حفر کردند. در نتیجه آب فراوانی از آن چاه برداشت می‌کردند و دیگر به چشمۀ بالای کوه احتیاج نداشتند. بعد از چند روز تمام آب چشمۀ بالاکوه خشک شد و تمام آب‌ها به چاه‌های حفرشدۀ پایین کوه سرازیر گردید. کدخدای بالاکوه از کرده‌اش پشیمان شد‌ و با دستیارانش نزد کدخدای پایین‌کوه آمد و درخواست کرد یکی از چاه‌های پایین‌کوه را ببندند تا مقداری آب هم برای بالاکوه باقی بماند‌ و مزارعشان خشک نشود. کدخدای پایین‌کوه گفت: «یادت هست که با غرور فوق‌العاده‌ای گفتی آب برای بالاکوه است و کوه به کوه نمی‌رسد؟» کدخدای بالاکوه گفت: «درست است که کوه به کوه نمی‌رسد، اما آدم به آدم می‌رسد! با ما همکاری کنید و ما‌ و مزارعمان را از تشنگی نجات دهید».

خداوند تبارک‌ و تعالی می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ».۱ یکی از صفات ناپسند انسان این است که وقتی احساس بی‌نیازی کند مغرور می‌شود‌ و طغیان می‌کند. پناه می‌بریم به خداوند رحمان، از وسوسه‌های پلید شیطان!

گرت ملک سلیمان در نگین استدر آخر خاک راهی عاقبت هیچ

عطار می‌گوید:

به این عمری که چندین پیچ داردمشو غره که پی بر هیچ دارد

منابع

  1. «مسلماً انسان سرکشی می‌کند؛ برای اینکه خود را بی‌نیاز می‌پندارد» (علق: 6-7). بازگشت به متن ↑
  2. دوبیتی‌های باباطاهر، دوبیتی 22. بازگشت به متن ↑
  3. اسرارنامۀ عطار، بخش شانزدهم. بازگشت به متن ↑