داستانهایی که به سورهٔ بقره استناد کردهاند · ۸ داستان
۸ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهایی که به سورهٔ بقره استناد کردهاند.
-
داستان ۳۶
گاندی و لنگهکفش
وقتی یک لنگهکفش گاندی روی ریل قطار میافتد، او لنگهٔ دیگر را هم به همانجا پرت میکند تا هر کس آن را بیابد جفت کاملی داشته باشد؛ نمونهای ساده از توجه به دیگران.
-
داستان ۳۹
لغزش خلیفۀ دوم
عمر، خلیفهٔ دوم، شبی هنگام تجسس از دیوار خانهای بالا میرود و صاحبخانه با استناد به شش آیهٔ قرآن نشان میدهد او خود مرتکب شش خطای شرعی شده است.
-
داستان ۴۵
اول از خودت شروع کن!
ابنعباس به کسی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، سه آیهٔ قرآنی یادآوری میکند که پیش از اصلاح دیگران، باید خود عمل کرد.
-
داستان ۷۰
تو خوبی میکن و در دجله انداز
جوانی که در دجله در حال غرقشدن بود، هفت روز با نانهایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه میانداخت زنده میماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکیهای پنهان.
-
داستان ۱۴۶
نتیجۀ بدزبانی
پیامبر اکرم دربارهٔ همسایهای که با وجود روزه و نماز فراوان، همسایگانش را با زبان تندش میآزارد، میفرماید چنین عبادتی سودی ندارد و سرنوشتش جهنم است.
-
داستان ۲۶۸
لولا علی لهلک عمر
امام علی علیهالسلام سخنان بهظاهر متناقض مرد تازهواردی را با استناد به آیات قرآن توجیه میکند و عمر اعتراف میکند اگر علی نبود در این قضاوت هلاک میشد.
-
داستان ۲۸۲
حفظکردن عزت و آبروی نیازمندان
امام حسن مجتبی پس از بخشیدن یک قرص نان به فقیری، بهمحض دریافت پول، سهم بیشتری برایش میفرستد و میفرماید بخشش باید هم شکم و هم آبروی نیازمند را حفظ کند.
-
داستان ۲۸۴
عاقبت به خیری مرد متجاهر به فسق
امام صادق علیهالسلام دربارهٔ مردی متجاهر به فسق که همسایگان از او شاکی بودند، میفرماید خداوند به پاس پوشاندن برهنگی فقیری بینامونشان و دعای آن فقیر، او را بخشیده است.
