داستان ۷۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۳۰ چاپی

تو خوبی می‌کن‌ و در دجله انداز

جوانی که در دجله در حال غرق‌شدن بود، هفت روز با نان‌هایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه می‌انداخت زنده می‌ماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکی‌های پنهان.

در دربار متوکل عباسی، جوانی به نام فتح از توجه خاص خلیفه برخوردار بود. تمام همّ و غم خلیفۀ عباسی این بود که فتح همۀ علوم‌ و فنون را بیاموزد‌ و از او جوانی برومند، شایسته و بی‌مانند تربیت کند. فتح، در حال آموختن فنون شنا و غواصی بود که در آب‌های دجله غرق شد. هرچه کوشیدند اثری از او نیافتند. خلیفه بسیار غمگین‌ و اندوهناک شد، به طوری که هیچ کس را به حضور نمی‌پذیرفت و در گوشه‌ای نشسته بود. وی اعلام کرد هر کس خبر خوبی از او بیاورد جایزۀ ویژه‌ای خواهد گرفت. ملاحان در تمام اطراف و اکناف دجله به تکاپو و جست‌وجو مشغول شدند. بعد از یک هفته، ملاح جوانی فتح را در حفره‌ای در کنار دجله مشاهده کرد که در گوشه‌ای نشسته‌ و منتظر است کسی او ر‌ا نجات دهد.

ملاح او را نجات داد‌ و به دربار متوکل آورد. متوکل بسیار خوشحال شد‌ و جایزۀ ملاح را به او داد. سپس به آشپزخانۀ خلافتی گفت: «او یک هفته است غذا نخورده است. از بهترین غذاها برایش بیاورید». فتح گفت: «من غذا خورده‌ام». متوکل تعجب کرد‌ و پرسید: «کجا غذا خورده‌ای؟ و چه کسی به تو غذا داده است؟» فتح گفت: «هر روز یک عدد نان تازه، در طبقی چوبین، روی آب می‌آمد و مرا از گرسنگی نجات می‌داد. روی آن نوشته شده بود: محمد بن حسن الاسکاف». متوکل دستور داد منادیان‌ و جارچیان در بغداد اعلام کنند هر کس روزها نان به دجله می‌اندازد به دربار خلافت بیاید و جایزۀ خوبی بگیرد. مردی به دربار آمد و گفت: «من هستم که هر روز نانی به دجله می‌اندازم: محمد بن حس الاسکاف». متوکل پرسید: «چرا این کار را می‌کردی؟» اسکاف گفت: «من مدت‌ها هر روز یک عدد نان انفاق می‌کردم‌ و به نیازمندان می‌بخشیدم. مدتی گذشت. دیگر مراجعه‌کننده‌ای نداشتم. تصمیم گرفتم هر روز یک عدد نان روی آب رها کنم تا ماهیان و پرندگان از آن بهره‌مند شوند و اینک خوش‌بختانه جان انسانی را نجات داده است؛ الحمد لله رب العالمین. متوکل مبلغ بسیار هنگفتی به او داد، به طوری که اسکاف، خانواده و فرزندانش تا سالیانی بعد از او با رفاه و آسایش زندگی می‌کردند.

تو خوبی می‌کن و در دجله اندازکه ایزد در بیابانت دهد باز

— سعدی۱

حضرت مولی‌الموحدین، امیر‌المؤمنین علیه‌السلام، می‌فرمایند: «خوشا به حال آن کسانی که (بدون منت) به بندگان خدا نیکی می‌کنند و برای آخرتشان ذخیره می‌کنند».۲ قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛۳ یقیناً خدا نیکوکاران را دوست دارد».

منابع

  1. سعدی بازگشت به متن ↑
  2. غررالحکم ودررالکلم بازگشت به متن ↑
  3. بقره: 195. بازگشت به متن ↑