داستان ۱۹۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۶۵ چاپی
عاقبت به خیری مرد شرور!
آیتالله بهاءالدینی بیآنکه دلیلش را بگوید، فرزندش را مأمور میکند وجهی از سوی امام رضا به مرد شروری برساند که همان روز برای توبه عازم مشهد بوده است.
آیتالله حاجسید رضا بهاءالدینی (متولد ۱۲۸۷) از علمای برجسته و شاخص در فقه و اصول، و مدرس اخلاق بود. ایشان تا پایان عمر بابرکتش هرگز از تدریس و آموزش اخلاق اسلامی دست نکشید. از ویژگیهای ایشان آموزش اخلاق و مراعاتکردن اصول اخلاقی در مواجهه با جامعه بود و تمام آشنایان، اخلاق و رفتار ایشان را میستودند. فرزند بزرگشان میگوید صبح زودی، بعد از نماز صبح، پاکتی محتوی پانصد تومان به من دادند و گفتند: «همین الان به فلان نشانی میروی و این مبلغ را به فلانی میدهی که آنجا ایستاده است». من او را میشناختم. انسان شرور، بدنام، و متجاهر به فسق بود و تمام اهالی محل او را به شرارت و بدرفتاری میشناختند. عرض کردم: «شما او را میشناسید؟ تمام مردم و اهالی محل از شرارتش در امان نیستند و از همه مهمتر متجاهر به فسق و کارهای خلاف شرع است». فرمودند: «آنچه من میگویم عمل کن و بهفوریت خودت را به او برسان. اینها وجوهی است که متعلق به امام رضا علیهالسلام است و ایشان به هر جا حواله بفرمایند ما باید اوامرشان را اطاعت کنیم».
من به طرف منزل آن شخص رفتم. سر کوچه ایستاده بود و ساکی در دست داشت. پرسیدم: «عازم سفر هستی؟» گفت: «عازم مشهد مقدس و زیارت مولایم امام رضا علیهالسلام. به ایشان قول دادهام حضورشان شرفیاب شوم و برای همیشه توبه کنم. همچنین، عرض کردم برای شرفیابی هزینۀ سفر ندارم. نیازمند پانصد تومان هستم که به زیارت ارباب و مولایم بروم و آدم حسابی شوم». متوجه شدم نوع سخنگفتنش عوض شده و همانطور که ادعا میکند مانند آدمحسابیها رفتار میکند. این همان شخصی بود که مردم محل از عربدههایش در عذاب بودند. پاکت پول را به او دادم و گفتم: «این هم حوالۀ امام رضا علیهالسلام». پاکت را بوسید و عازم مشهد مقدس شد.
کسی قدم به حرم بیمدد نخواهد زددم از صفات رضا بیاحد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که این امام رئوفبه سینۀ احدی دست رد نخواهد زد
— ژولیده نیشابوری
الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله جل جلاله.
منابع
- ژولیده نیشابوری بازگشت به متن ↑
