داستان ۱۹۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۵۱ چاپی

از هر دست بدهی، از همان دست خواهی گرفت!

مغازه‌داری که کشاورزی را به کم‌فروشی متهم کرده بود، درمی‌یابد که کره‌های کم‌وزن، نتیجهٔ استفاده از بستهٔ شکر ناقص خودش به‌عنوان وزنه بوده است.

در زندگی عشایری و روستایی متداول است که کالا به کالا معامله می‌کنند؛ جنسی می‌دهند و در مقابل جنس دیگری می‌گیرند. در روستایی مرد دامداری بود که تولید لبنیات داشت و شیر، ماست، کره و پنیر به مغازه‌داران می‌داد و لوازمی که احتیاج داشت از آن‌ها می‌گرفت. مغازه‌داری از او گلایه کرد و گفت: «من به شما اطمینان داشتم، اما امروز آبرویم را بردید. بسته‌های یک کیلویی کره که به من می‌دهی برای مشتری وزن کردم و نهصد گرم بود، نه یک کیلو». مرد روستایی گفت: «من سنگ کیلویی برای توزین ندارم. از بسته‌های شکر یک کیلویی که از شما می‌گیرم به عنوان سنگ توزین برای وزن‌کردن لبنیات خودم استفاده می‌کنم. شما آن بسته‌های شکر را که به وزن یک کیلو به من داده‌ای بیاور و با ترازوی خودت وزن کن. اگر خلاف گفته‌ام خسارت شما را خواهم داد». مغازه‌دار شرمگین شد. سر به زیر افکند و گفت: «ببخشید! حق با شماست. من باید کمبود شکرها را به شما بدهم».

قرآن مجید می‌فرماید: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ؛۱ پس هر کس هم‌وزن ذره‌ای نیکی کند آن نیکی را ببیند و هر کس هم‌وزن ذره‌ای بدی کند آن بدی را ببیند». حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «كَمَا تَدِينُ تُدَانُ؛۲ از هر دستی که بدهی از همان دست خواهی گرفت».

مردان خدا پردۀ پندار دریدندیعنی همه جا غیرخدا هیچ ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتندهر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصدیک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

— فروغی بسطامی۳

پروردگارا! ما را لحظه‌ای به خودمان وا مگذار و آنچه رضای توست ما را بر آن موفق بدار.

منابع

  1. زلزال: 7-8. بازگشت به متن ↑
  2. بحار الانوار، ج74، ص406. بازگشت به متن ↑
  3. دیوان اشعار فروغی بسطامی، غزلیات، غزل 226. بازگشت به متن ↑