داستان ۱۴۸ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۷۴ چاپی

شکرگزاری‌ و فزونی نعمت

جوانی که باید نیمی از عمرش را در رفاه و نیمی در سختی بگذراند، با راهنمایی همسرش رفاه را برای ابتدا برمی‌گزیند و با شکرگزاری و کمک به نیازمندان، خداوند سختی نیمهٔ دوم را نیز به رفاه بدل می‌کند.

جوان متدینی به دستور پدرش و اطاعت از دستورهای الاهی ازدواج کرد. بعد از ازدواج پیوسته دعا می‌کرد و از پروردگار می‌خواست راه بهتر زندگی‌کردن را به او بیاموزد.‌ او خطاب به خدا می‌گفت: «می‌خواهم سالم زندگی کنم‌ و فرزندان صالحی تقدیم به جامعه کنم. خودت وسیله‌ای بساز که از راه راست منحرف نشوم».

شبی در عالم خواب شخصی به او گفت: «تقدیر خدا بر این است که نصف عمرت در حال ثروت‌ و رفاه باشی و نیمۀ دیگر عمرت را در سختی و مشقت و گرفتاری، و انتخاب زمان این دو قسمت با خودت است. می‌خواهی نیمۀ اول عمرت را به رفاه و راحتی بگذرانی یا به مشقت‌ و سختی؟» جوان گفت: «من شریکی در زندگی دارم. با او، که همسر من‌ و شریک زندگی‌ام است مشورت می‌کنم و سپس انتخاب می‌کنم». روز بعد، قضیۀ خواب را با همسرش مطرح کرد. پس از مشاوره، با پیشنهاد همسرش بخش رفاه و آسایش را برای نیمۀ اول عمرش انتخاب کرد.

از روز بعد زندگی‌اش رونق گرفت و روزبه‌روز موفقیت‌های خوبی نصیبش می‌شد. همسرش گفت: «به شکرانۀ این نعمتی که خدا به ما عنایت فرموده است تا می‌توانی از نیازمندان‌ و مستمندان دستگیری کن و شادی خودمان را با نیازمندان تقسیم کن». جوان گفت: «می‌دانی که نیمۀ دوم عمرمان فقیر‌ و تنگ‌دست خواهیم شد. بهتر نیست ‌برای آن روزمان ذخیره کنیم؟» همسرش گفت: «تا می‌توانی شکر این نعمت را که امروز در دست ماست بجا بیاوریم. آن روز را هم صبر می‌کنیم. خداوند هم شاکران را دوست دارد‌ و هم صابران را. هدف این است که راضی به رضای خدا باشیم، روزی در مقام شاکران‌ و روز دیگر با عنوان صابران،‌ و همیشه در مقام رضا به رضای پروردگار!»

نیمۀ اول عمرشان به همین ترتیب سپری شد و داستان خواب و تقسیم زندگی به دو بخش را هم فراموش کرده بودند و سرگرم زندگی مرفهشان بودند که ناگاه شبی در خواب به او گفتند: «تقدیر خدا این بود که نیمۀ دوم عمرت را به فقر و تنگ‌دستی بگذرانی، اما به سبب شکرگزاری‌ و رسیدگی به تنگ‌دستان و مستمندان، خداوند مهربان نیمۀ دوم عمرتان را هم به گشایش و وسعت رزق تبدیل کرد. شما تا پایان عمرتان در رفاه و آسایش خواهید بود».

شکر نعمت نعمتت افزون کندکفر نعمت از کفت بیرون کند

— مولوی۱

منابع

  1. جلال الدین بلخی بازگشت به متن ↑