داستان ۱۴۹ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۷۶ چاپی
دین استوار
نویسنده با تأکید بر ضرورت گرفتن دین از اهل بیت، خاطرهٔ تکاندهندهای از هجوم داعش به زائران شیعه در عراق را روایت میکند که در آن جوانی برای وفاداری به امام علی به شهادت میرسد و بهطور معجزهآسا زنده بازمیگردد.
حضرت امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «لن یعرف الله ولن یعبدالله الا بمعرفة الامام ؛۱ ا خداوند انچنان که شایسته است پرستش و شناخته نمیشود مگر باشناختن اما م ودر حدیث دیکر میفرماید لاتاخذ دینک من الرجال فانهم لایسلمون من الخطا ولکن خذه من اهل البیت فانهم لایزلون. (2) تعالیم دینی خو را از افراد عادی نگیرید زیرا ایشان ازخطامصون نمی باشند بلکه تعالیم دینی را از اهلبیت عصمت وطهارت دریافت کنید که بدون شک از خطا واشتباه مصون ومحفوظ میباشند
اگر دینمان را از مردم بگیریم مانند کاه با یک باد متلاشی میشود و اگر از اهل بیت علیهمالسلام بگیریم مانند کوه استوار و پابرجا خواهد ماند.
اسلام به ذات خود ندارد عیبیهر عیب که هست از مسلمانی ماست3
چهبسا اگر دین را از غیر اهل بیت علیهمالسلام گرفتند به وسیلۀ همان دین، قاتل قرآن و اهل بیت علیهمالسلام و دینداران واقعی خواهند شد؛ مانند ابنملجمها و سپاه عظیمی که در کربلا فرزند پیامبر صلیاللهعلیهوآله را به شهادت رساندند. وانانی که حضرت امام حسن مجتبی را مذل المومنین خواندند آنها همگی نماز میخواندند و روزه میگرفتند، اما فرزند پیامبرشان و یاران و فرزندانش را به نام دین ودینداری شهید نمودند . همچنین، گروههایی مانند داعشیها و تندروهایی مقدستر از خدا و دین خدا، که خطرشان از خطر کافران و بیدینان بسیاربیشتر است. اینها جاهلاند و جهل مقدس دارند.
به فرمایش پیامبر صلیاللهعلیهوآله هر مدعی اسلامی مسلمان نیست و هر مدعی دینی دیندار نیست، مگر افراد و اشخاصی که دینشان را از قرآن و عترت گرفته باشند و در زندگی معتدل باشند. هر اسلامی غیر از مسیر قرآن و اهل بیت علیهمالسلام بیشک گمراهی است و پیروان ایشان اهل نجات و رستگاری نخواهند بود، اگرچه بهظاهر قیافۀ دینداری به خود گرفته باشند.
خاطره ای جالب از نجف اشرف: شخصیتی محترم از فضلا ودانشمندان حوزه نجف با واسطه شخصی از همدرس هایشا ن میفرمود : در ایام تسلط داعشیان به شما ل عراق به قصد زیارت سامرا با اتوبوس از نجف اشرف عازم سامرا شدیم دربیابانهای نزدیک به مرقد حضرت سیدمحمد مورد هجوم گروهی از داعشیان قرار گرفتیم که با ریش های بلند وسرهای تراشیده تکبیر گویان اتومبیل مارا متوقف نموده وتمام مسافران را یک به یک پیاد ه مینمودند ودر مقابل تصویر یزرگی از شمایل حضرت امیرالمومنین علیه السلام بادست بسته وضرب وشتم میگفتند از علی بیزاری کن وبه ا وناسزا بگو ، هریک از مسافران که به تصویر انحضرت اهانت میکرد اورا مرخص میکردند وهر مسافری از اهانت وناسزا گفتن به انحضرت استنکاف مینمود اورا با گلوله ای به شهادت میرسانیدند.
در صندلی مجاور من جوانی نشسته بود که من از مجاورت او رنج میبردم باصورت تراشیده وپیراهن گلدار با انگشتر وگردن بند طلا ومن متعجب بودم که او برای زیارت همراه مانشده است ممکن است دوست واشنایی دارد وبه سامرا میرود وچه بسا که از شیعیان عراق هم نباشد !.
به من که با لباس روحانیت بودم گفت تقاضایی دارم می پذیرید ؟، گفتم بفرمایید . اظهار داشت شاید به شما که روحانی هستید احترام بگذارند واز کشتن شما منصرف شوند من این گردن بند وانگشتر ومقداری پول نقد که همراه دارم به شما به رسم امانت میدهم که اگر به دست این قاتلان کشته شدم و شما نجات یافتید این امانت را در نجف به پدر من تحویل دهید. وان هارا تحویل من داد وباخیال راحت در جای خود نشست .تمامی مسافرین گریه وزاری مینمودند ومتوسل به امیر المومنین وحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهما شده بودند باشد که از این مهلکه نجات یابند و لی ان مسلمانان خدانشناس یک به یک مسافران را تکبیر گویان به قتل میرساندند .
نوبت به جوان همراه من رسید من اورا زیر نظر داشتم باکما ل وقاحت اورا مقابل تصویر حضرت قرار دادند وگفتند از علی بیزاری بجوی وبه او ناسزا بگو ومرخص شو وگرنه بایک گلوله کشته خواهی شد ، ان جوان در مقابل تصویر حضر ت علی علیه السلام بانهایت احترام سرتعظیم فرود اورد وباصدای بلند ورسا فریاد کشیید بفداک یا امیرالمومنین وباگلوله ان از خدابی خبران در کنار اجساد باقی شهدا به زمین افتاد. نوبت به من رسید ومن بادستورات دینی وقرانی به ظاهر تقیه نموده وبه تصویری که اورا قبول نداشتم فحش وناسزا گفتم واز مهلکه نجات یافتم. بعداز پایان این حادثه ان کافران به ظاهر مسلمان تکبیر گویان به پناه گاه های خود بازگشتند وماچند نفری که نجات پیداکرده بودیم پیاده ونالان وگریان راه زیادی را پیمودیم تا اتوموبیل های رهگذر مارا به بغداد رسانیدند.
بعداز سه روز ازاین جریان ناگوار باشرمندگی به منزل ان جوان مراجعه نموده ومتحیر بودم چگونه این خبر ناگوار را به خانواده اش اطلاع بدهم . ولی باکمال شگفتی وتعجب دیدم ان جوان باسر وبازوی بسته از من استقبال کرد واز من برای شنیدن داستانش دعوت نمود ومن باکمال خوشحالی واشتیاق باتمام وجود سخنان او را می شنیدم .
ان جوان ادامه داد گلوله ها به بازوی من اصابت کرد ومن خودرا به حالت میت قرار دادم تا به زنده ماندن من مشکوک نشوند ولی در نتیجه ی خونریزی شدیدمواجه با ضعف شدیدی شده وبیهوش شدم و در عالم بیهوشی شخص محترمی به من فرمود دراه دوستی من باجانت فداکاری کردی دستت را به من بده وبامن بیا بعداز چند لحظه من خودرا در منزل ودر میان اعضای خانواده دیدم و هم اکنون باکمال تشکر از مولایم درخدمت شما وخانواده میباشم .
نکته مهم این بود که ان جوان ایمانی حقیقی واقعی واهل بیتی داشت وبه مقام مولایش معتقد بود اگر چه به ظاهر مشخص نبود و کافرانی باادعای اسلامی راستین ام امنخرف وگمراه وتکبیر گویان شیعیان بی پناه را به شهادت میرساندند . واین همان اسلامی است که از صدر اسلام تاکنون هدیه اموی ها وفرزندان معاویه وابوسفیان ها میباشدادامه دارد وهم اکنون هم وجود دارند وخطر اینان از هر جریانی برای جامعه بشریت بیشتر وبیشتر است واین همان دینی است که از طریقی غیر از اسلامی که پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه واله به جها نیان معرفی فرموده است عمل مینمایند وخطر وضایعات اینان ازتمام جنگها ودر گیری های سیاسی به مراتب بیشتراست وبه همین دلیل شخصی از رهبران اروپا گفت من در شگفتم از دینی که قاتل ومفتول هردو از کلمه مقدس الله اکبر بهره میگیرند 1
ربنا اغفر لنا ذنوبناواسرافنا فی امرنا وثبت اقدامنا وانصرنا علی القو الکافرین .صدق الله العلی العظیم
1 برای توضیحات بیشتر به کتاب جهل مقدس تالیف جناب محقق دامادمراجعه شود
منابع
- صحیح بخاری بازگشت به متن ↑
