داستان ۱۰۸ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۰۳ چاپی
نتیجۀ کینهتوزی و انتقامگیری
کشاورزی که برای انتقام از روباهی مزاحم دم او را آتش میزند، شاهد آن است که روباه وحشتزده در میان مزرعه میدود و کل محصول گندمش را در آتش کینهاش از دست میدهد.
کشاورزی چندین هکتار زمین، زراعت گندم داشت و نزدیک برداشت محصول بود. شبها روباهی با بچههایش در اطراف این زمین گشت و گذار میکردند و بخشهای کوچک و ناچیزی از زراعت تخریب میشد. کشاورز با فرزندش در کمین روباه نشستند. روباه را گرفتند و مقداری از ساقههای گندم را در پارچۀ توری ریختند و به نفت یا بنزین آلوده کردند و محکم به دم روباه بستند و آن را آتش زدند. روباه بدبخت صیحهزنان و فریادکنان به اطراف این زمین در میان شاخههای گندمها میدوید و کشاورز هم از عقبش، تا او را بگیرد. سرانجام بعد از لحظاتی روباه سوخت و کباب شد و به گوشهای افتاد و شعلههای آتش تمام فضای گندمزار را فرا گرفت. کشاورز نگونبخت و کینهتوز هرچه در مهار آتش کوشید بیفایده بود. تمام اهالی روستاهای اطراف به یاریاش آمدند، اما نتوانستند کاری انجام دهند. زراعت خشک بود و آتش سوزان. تمام چندین هکتار گندمهای آمادۀ برداشت در نتیجۀ کینه و انتقام از روباه و بچههایش با آتشی که خود کشاورز افروخته بود به تلی از خاکستر بدل شد.
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «کینهتوزی فتنهها و آشوبهای بسیاری برپا میکند و آرامش را از انسان میگیرد. آگاه باش! دنیا کوچکتر و حقیرتر از آن است که برایش زندگیات را نابود کنی! با مهر و محبت دلها را پر کنید تا جایی برای انتقام و کینهتوزی نماند».۱
کینۀ دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست؟بس که مهر دوست آنجا هست جای کینه نیست
باید فرصت زندگی را برای مهرورزی غنیمت شمرد:
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسیدورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
— پروین اعتصامی
امروز خوبتر باش! برای خودت، برای همه، برای زمینی که به خوببودنت نیاز دارد!
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
منابع
- غررالحکم ودررالکلم بازگشت به متن ↑
- دیوان اشعار فرخی یزدی، غزل 58. بازگشت به متن ↑
- پروین اعتصامی بازگشت به متن ↑
