داستان ۶۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۲۳ چاپی
کرامتی از حضرت زینب علیهاالسلام
کارگری که هنگام چراغانی صحن حضرت زینب از بلندی سقوط کرده و در آستانهٔ مرگ بود، در خواب به دستور آن حضرت و دخترکی همراهش شفا مییابد و بیدرنگ به سرکارش بازمیگردد.
حضرت زینب علیهاالسلام بانویی است بزرگوار و بیمانند در تاریخ جهان. اسلام آغازش محمدی است و استمرارش حسینی؛ و حماسۀ کربلا آغازش حسینی است و استمرارش زینبی. حضرت زینب علیهاالسلام بر ستمکاران فریاد کشید و هیچگاه مرعوب زور و قدرتشان نشد و برای بانوان و کودکان داغدیده پرستار و غمخواری بود مهربان؛ و در همان حال، غافلان و فریفتهشدگان زر و زور و قدرت را پند و اندرز میداد و آنها را از خواب غفلت بیدار میکرد. ایشان حماسۀ کربلا را با نهایت زیبایی پاسداری فرمود و آن را تا روز قیامت جاویدان ساخت؛ کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود. سلام و درود بر بانوی قهرمان کربلا زینب کبری علیهاالسلام.
هزار بار دهان بشویم به مشک و گلابهنوز نام تو بردن ادب نمیدانم
— همام تبریزی
مرحوم سید کمالالدین رقعی، مسئول واحد تأسیسات و برق صحن مقدس حضرت زینب علیهاالسلام، میگوید جشن عید مبعث بود و کارگران مشغول چراغانی صحن بودند. یکی از کارگران، به نام صاحب، از بالای پشت بام به وسط صحن روی سنگفرشها سقوط کرد. مردم جمع شدند و او را به بیمارستان عباسیۀ شهر دمشق بردند. حالش بسیار وخیم بود و امیدی به زندهماندنش نداشتیم. روز بعد دیدیم صحیح و سالم آمد و مشغول کار شد. تعجب کردیم و از حالش پرسیدیم. جوانِ کارگر گفت در حالت بیهوشی روی تخت بیمارستان خوابیده بودم. دیدم بانوی مجللهای، که دست دختر کوچکی در دستش بود، به اینجا آمدند. آن دختر کوچک گفت: «اینجا چه میکنی؟ بلند شو و سرِ کارَت برو و کارَت را تمام کن!» سپس ادامه داد: «عمهجان! شما بگویید برود و کارش را تمام کند». آن بانوی مجلله فرمودند: «برو و کارَت را تمام کن! کارَت نیمهتمام مانده است». من به هوش آمدم و دیدم صحیح و سالم هستم و هیچ دردی ندارم. همان نیمهشب با لباس بیمارستان از بیمارستان بیرون آمدم و هیچ کسی هم متعرضم نشد.
داستان این جوان مشهور شد و تمام مردم برای دیدنش به حرم حضرت میآمدند و از حالش میپرسیدند.
با اینکه در فراق و غم و رنج زیستیتاریخ کوچک است که بگوید تو کیستی
تاریخ شاهد است که تا صبح روز حشرخون حسین موج میزند در صدای تو
هر که به نام کربوبلا خیمه میزندآن خیمه گوشهای است ز صحن و سرای تو
— غلامحسین سازگار
منابع
- همام تبریزی بازگشت به متن ↑
- غلامحسین سازگار بازگشت به متن ↑
