داستان ۶۳ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۲۱ چاپی
چرخۀ محبت
واقدی به توصیهٔ همسرش تمام قرض گرفتهشدهاش را به همسایهای از نسل فاطمهٔ زهرا میبخشد؛ سلسلهای از برکت این ایثار، هم بدهیاش را پاک و هم هدیهای بزرگ نصیبش میکند.
محمد واقدی از دانشمندان و مورخان نامی تاریخ اسلام در قرن دوم و سوم هجری است که زمانی از قاضیان برجستۀ بغداد بود. وی میگوید روزگاری بر من گذشت که بسیار در تنگی معیشت و سختی بودم. روزی همسرم گفت ایام عید فرا میرسد و هیچ چیز در خانه نداریم. نزد بازرگانی از دوستانم در بازار بغداد رفتم و مبلغی به عنوان قرض از او خواستم. آن بازرگان کیسهای محتوی 1200 درهم به من داد. من برای تمشیت ایام عید به خانه برگشتم. چند لحظهای نگذشت که همسایهام آمد و اظهار تنگدستی کرد و از من مبلغی به عنوان قرض تقاضا کرد. او از سادات هاشمی بود. نزد همسرم آمدم و تقاضای همسایه را به او گفتم. از من پرسید: «اکنون چه فکری داری؟» گفتم: «نصف مبلغی را که قرض گرفتهایم به او میدهم». همسرم گفت: «فکر خوبی نکردهای!» گفتم: «پیشنهاد تو چیست؟» گفت: «دوست تو که یک بازاری بود به تو این مبلغ را داد. سزاوار نیست نصف مبلغ را به همسایهای که از اولاد فاطمۀ زهرا علیهاالسلام و سیدی بزرگوار است بدهی. تمام مبلغ را به او بده. خداوند، مهربان است و ما را وا نمیگذارد». کیسه را کامل به همسایه دادم.
طولی نکشید که آن دوست بازرگانم با کیسۀ پولی که به من داده بود نزدم آمد و گفت: «همسایهات این مبلغ را بدهکار بود و من از او مطالبه کردم. نزدم آمد و این کیسه را داد. داستان شما چیست؟» من سر به زیر افکندم و با خود میاندیشیدم که چه جوابی به او بدهم که آبروی من و همسایهام محفوظ بماند. در همین هنگام قاصدی از نزد یحیی برمکی، مشاور و نخستوزیر هارون، نزدم آمد و گفت: «جناب وزیر شما را به حضور خود دعوت کرده است». همراه قاصد نزد یحیی رفتیم. یحیی از من و از روزگارم پرسید. من هم تمام وقایع آن روز را به او گفتم. یحیی استقبال خوبی از من کرد و گفت: «شما روزی قاضی این مملکت بودهاید. شخصیت شما والاتر از این است!» دستور داد کیسهای را بیاورند. کارگزار یحیی کیسهای آورد که محتوی ده هزار دینار طلا بود. یحیی کیسه را گشود و گفت: «دو هزار دینار برای آن شخص بازرگان، و دو هزار دینار برای آن همسایۀ هاشمی و دو هزار دینار برای خودت. چهار هزار دینار هم برای بزرگواری و سخاوتمندی همسرت که از همۀ شما باشرافتتر و بزرگمنشتر رفتار کرد».
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «هر مؤمنی که گرفتاری و مشکلی را از مؤمن دیگری برطرف کند خداوند مهربان هفتاد مشکل او را در دنیا و آخرت برطرف میکند».۱
زادن و کشتن و پنهان کردندهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاهخاطری را سبب تسکین است
— پروین اعتصامی
منابع
- اصول کافی ج2 ص200 بازگشت به متن ↑
- پروین اعتصامی. بازگشت به متن ↑
