داستان ۵۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۱۲ چاپی

بازرگان‌ و بهلول

دو بازرگان با راهنمایی متفاوت از «بهلول عاقل» و «بهلول دیوانه» سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ نتیجهٔ متفاوت کارشان نشان می‌دهد ایمان و نیت هر کس در سرنوشت او اثرگذار است.

بازرگانی نزد بهلول آمد و به او گفت: «ای بهلولِ عاقل‌ و دانا! من تاجر‌ و بازرگانم. مختصر سرمایه‌ای دارم. چه جنسی بخرم‌ و نگاه دارم که سود‌ و منفعت فراوان برایم داشته باشد؟» بهلول گفت: «آهن و ذغال». آن شخص مقداری از سرمایه‌اش را ذغال خرید و بقیۀ سرمایه‌اش را آهن. بعد از مدتی هوا سرد شد‌ و قیمت ذغال‌ و آهن افزایش یافت. بازرگان با سود خوبی کالایش را فروخت‌ و در اندک‌زمانی بهرۀ خوبی نصیبش شد.

وی ماجرا را برای دوستانش می‌گفت و از راهنمایی بهلول تعریف‌ و تمجید می‌کرد. یکی از دوستانش که این داستان را شنید، با اینکه به بهلول ایمان نداشت، نزدش رفت‌ و گفت: «ای بهلول دیوانه! من چه کالایی بخرم که برایم سود‌ و منفعت سرشار داشته باشد؟» بهلول گفت: «سیر‌ و پیاز». او رفت و مقدار زیادی سیر‌ و پیاز خرید‌ و مدت‌ها در انبار نگه داشت تا قیمت‌ها گران شود‌ و سود کند. اما وقتی درب انبارش را باز کرد دید تمام پیازها و سیرها سبز و فاسد شده و به هیچ وجه قابل فروش نیست. تمام ‌ آن‌ها را به زباله‌دانی ریخت‌ و با شکایت‌ و ناراحتی نزد بهلول رفت و گفت: «این چه راهنمایی غلط‌ و پُرضرری بود که به من کردی؟» بهلول گفت: «رفیقِ تو نزد بهلول عاقل‌ و خرد‌مند آمد و تو نزد بهلول دیوانه! او از بهلول عاقل سود برد‌ و تو بهلول دیوانه را طرف مشورت قرار دادی و زیان کردی! هر کس با هر ایمان و اعتقادی که دارد از عملش بهره‌مند می‌شود».

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «اِنَّمَا الاَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ؛۱ همۀ کارها وابسته به نیت‌هاست». بدون شک هرچه امروز گرفتارش هستیم نتیجۀ ضعف ایمان به خدا و اعتقاد ضعیف به قیامت است. قیامت را، آنچنان که هست‌ و شایسته است، باور نکرده‌ایم.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

منابع

  1. بحار الانوار، ج67، ص211. بازگشت به متن ↑