داستان ۵۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۰۲ چاپی

انسان زیبا

استادی با پرسش «انسان زیبا چیست؟» و آزمایش دو لیوان زیبا و ساده، به دانشجویانش می‌آموزد که ارزش انسان به باطن اوست نه ظاهرش.

استادی درس اخلاق می‌گفت. سال تحصیلی به پایان رسید. روز امتحان، برگه‌های امتحان بین دانشجویان توزیع شد. فقط یک پرسش در بالای برگه‌ها نوشته شده بود: مشخصات انسانِ زیبا چیست؟ دانشجویان خوشحال شدند و گفتند: چه استاد خوبی و چه پرسش ساده‌ای! قلم‌ها را درآوردند و هر یک پاسخ خود را نوشتند. دانشجویی نوشته بود: «زیبایی انسان به ظاهر زیبای اوست!» و دیگران هر کدام پاسخ‌هایی نوشته بودند: «به صورت زیبای او!»؛ «به قد بلند و آراستگی او»؛ «به خوش‌لباسی او»؛ «به آرایش سر و صورت او!» و...

استاد برگه‌ها را جمع کرد‌ و دو لیوان روی میز گذاشت؛ یک لیوان کریستال‌ و بلورین با نقش‌های زیبا که داخلش سمّی مهلک و کشنده بود؛ و لیوانی سفالین بدون هیچ نقش و نگاری که داخلش شربتی بود شیرین و گوارا و خوش‌طعم. از دانشجویان پرسید: «کدام لیوان را انتخاب می‌کنید؟ لیوان زیبای سمّی یا لیوان سفالین حاوی شربت خوش‌گوار؟» همگی گفتند: «لیوان سفالین را؛ چون داخلش شربتی است گوارا‌ و خوش‌طعم». استاد گفت: «پس داخل‌ و درون لیوان‌ها مهم است، نه ظاهر فریبندۀ آن‌ها! انسان‌ها هم همین‌طورند. ظاهر ملاک انتخاب نیست. باید باطن انسان زیبا باشد تا شایستگی انتخاب داشته باشد». به تعبیر سعدی:

صورت زیبای ظاهر هیچ نیستای برادر سیرت زیبا بیار

— سعدی۱

مولای متقیان، حضرت علی علیه‌السلام، می‌فرمایند: «مَنْ حَسُنَتْ سَرِيرَتُهُ حَسُنَتْ عَلاَنِيَتُهُ؛۲ هر کس درونش زیبا باشد ظاهرش هم زیبا خواهد بود»؛ و به تعبیر شیخ بهایی: «از کوزه همان برون تراود که در اوست».۳

منابع

  1. مواعظ سعدی، قصاید، قصیدۀ 28. بازگشت به متن ↑
  2. غررالحکم، ج1، ص592. بازگشت به متن ↑
  3. دیوان اشعار شیخ بهایی، رباعیات، رباعی 19. بازگشت به متن ↑