داستان ۲۴۶ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۴۲ چاپی
بنویس به حساب علی بن ابیطالب علیهالسلام
مغازهداری که همیشه بدهی سادات نیازمند را «به حساب امام علی» میبخشید، در دوران تنگدستی خودش، در خواب کیسهای طلا از امام علی دریافت میکند.
ابراهیم بن مهران، از علما و دانشمندان و راویان احادیث در شهر کوفه، میگوید ابوجعفر در نزدیکی محل سکونت ما مغازهداری بود مهربان و خوشرفتار. به تمام مشتریان نسیه میداد، بهخصوص به سادات بسیار کمک، و آنها را همراهی میکرد و به ایشان نسیه میداد. اگر دینشان را برمیگرداندند حسابشان را قلم میزد و اگر برنمیگرداندند به منشیاش میگفت: «بنویس به حساب علی بن ابیطالب علیهالسلام و او را تحت فشار قرار نده و حسابش را قلم بزن».
روزگاری تنگدست شد و مشکل مالی پیدا کرد و خانهنشین شد. همسایهاش، که مردی ناصبی بود، او را سرزنش کرد و گفت: «اگر راست میگویی حسابت را از علی بن ابیطالب بگیر و خود را از این گرفتاری نجات بده». ابوجعفر میگوید از سرزنش آن مرد ناصبی غمگین و دلشکسته شدم و جوابی به او ندادم. همان شب، در عالم رؤیا خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام مشرف شدم و مشمول لطف و عنایت آن حضرت قرار گرفتم. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به حضرت علی علیهالسلام فرمودند: «چرا حساب ابوجعفر را پرداخت نمیکنی؟» حضرت علی علیهالسلام در عالم خواب کیسۀ سفیدی به من دادند و فرمودند: «این حساب تو. از فردا به کارت ادامه بده، بهخصوص به فرزندان من. با ایشان مهربان باش. تا پایان عمرت تهیدست و گرفتار نخواهی شد و هیچگاه مشکل مالی پیدا نخواهی کرد».
از خواب بیدار شدم، در حالی که کیسۀ سفید حضرت علی علیهالسلام در دستم بود. چراغ را روشن کردم. در کیسه هزار سکۀ طلا بود، به مقدار حسابی که در دفتر به حساب آن حضرت نوشته بودم. بدینوسیله گشایشی در زندگیام ایجاد شد و روزبهروز از برکت آن سکهها کارم رونق گرفت و سودهای فراوانی نصیبم شد و با آبرو و عزتی وصفناشدنی به زندگیام ادامه میدهم. الحمد لله رب العالمین.
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را؟که به ماسوا فکندی همۀ سایۀ هما را
برو ای گدای مسکین در خانۀ علی زنکه نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفتمتحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
قرآن مجید میفرماید: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛۲ و هر که از خدا پروا کند خدا برای او راه بیرونشدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار میدهد و او را از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد، و کسی که بر خدا توکل کند خدا برایش کافی است».
منابع
- گزیدۀ غزلیات شهریار، غزل 2. بازگشت به متن ↑
- طلاق: 2-3. بازگشت به متن ↑
