داستان ۲۴۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۳۲ چاپی

نشانه‌ای از دوزخیان

طاووس یمانی با استناد به سخن امام علی دربارهٔ نشانهٔ دوزخیان، از تعظیم در برابر خلیفهٔ اموی خودداری می‌کند.

هشام بن عبدالملک، خلیفۀ اموی، پس از پایان مناسک حج به عنوان خلیفۀ مسلمانان و امیرالمؤمنین در گوشه‌ای از مسجدالحرام نشست، در حالی که نگهبانان و درباریان با نهایت احترام پیرامونش ایستاده بودند. دستور داد جست‌وجو کنند و یکی از صحابه یا تابعین را نزدش بیاورند، باشد که از کلماتش بهره‌مند شوند. از طاووس یمانی، یار باوفای حضرت علی علیه‌السلام، برای دیدار با خلیفه دعوت کردند و ایشان را نزد عبدالملک آوردند. طاووس یمانی مانند شخصی عادی، بدون تشریفات، با او رفتار کرد. خلیفه گفت: «مرا نمی‌شناسی؟ من خلیفۀ پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین هستم». طاووس گفت: «خلافت شما را تمام مسلمانان نپذیرفته‌اند. از نظر من، کسی خلیفۀ پیامبر است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله او را برای خلافت خود مشخص فرموده باشد؛ و اگر در برابرت خضوع و خشوع نکردم و بدون اجازه در حضورت نایستادم، مولایم امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام فرمود اگر می‌خواهی گروهی از دوزخیان را بشناسی کسانی هستند که خود نشسته‌اند و گروهی در اطرافشان به عنوان خدمت‌گزار و تشریفات ایستاده‌اند و مزاحم دیگران می‌شوند. من نخواستم نشانه‌ای از دوزخی‌بودن شما بوده باشم». وی از عبدالملک خداحافظی کرد و به طواف خانۀ خدا ادامه داد.

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اَللَّهُ حُرّاً؛۱ بندۀ دیگران نباش! خداوند تو را آزاد آفریده است».

جز خدا را بندگی حیف است حیفبی‌غم او زندگی حیف است حیف

جز به درگاه رفیعش سر منهبهر غیر افکندگی حیف است حیف

— فیض کاشانی۲

منابع

  1. بحار الانوار، ج74، ص196. بازگشت به متن ↑
  2. دیوان اشعار فیض کاشانی، غزلیات، غزل 526. بازگشت به متن ↑