داستان ۲۲۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۰۴ چاپی
حضرت علی علیهالسلام و خاندان سلطنتی ساسانیان
امام علی با آزادکردن سهم خود از اسیران ساسانی و پیشنهاد ازدواج آزادانه، شهربانو را با امام حسین همسر میکند؛ ثمرهٔ این پیوند، امام سجاد و نسل پاک ائمهٔ بعدی است.
امپراتوری باعظمت ساسانی از سپاه اسلام شکست خورد. خاندان سلطنتی را به عنوان اسیران جنگی به مدینه آوردند. خلیفۀ دوم در سخنرانی حماسیاش پیروزی خود بر امپراتوری ساسانی را اعلام کرد و خانوادۀ سلطنتی را به عنوان برده و کنیز در میان مسلمانان تقسیم کرد. حضرت علی علیهالسلام ایستادند و فرمودند: «من سهم خود را بخشیدم و ایشان را در راه خدا آزاد کردم». امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هم سهم خودشان را بخشیدند و آنها را آزاد اعلام کردند. اصحاب و یاران حضرت علی علیهالسلام هم به تبعیت از مولایشان چنین کردند. خلیفه ناراحت شد و گفت: «اینان مجوس و کافرند و باید، به عنوان کنیز، خدمتگزار مسلمانان باشند». حضرت علی علیهالسلام فرمودند: «چرا برخلاف سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رفتار میکنی؟ مگر فراموش کردهای که آن حضرت خانوادههای محترم و شخصیتهای دانشمند و هنرمند را به عنوان شخصیت آزاد و مستقل اعلام میفرمود و از موقعیت آنها به نفع اسلام و مسلمانان استفاده میکرد؟ به اسیران باسواد میفرمود ده نفر مسلمان را باسواد کنند و آزاد شوند و به فرماندهان و سرپرستان قبایل میفرمود اگر خود و افراد تحت فرمانتان به دیانت اسلام بگروید شما را آزاد اعلام میکنم. این اسیران از شاهزادگان و خاندان برجستهای هستند. ایشان را به اسلام دعوت میکنیم و سپس به انتخاب خودشان آنها را به ازدواج رسمی و قانونی مسلمانان درمیآوریم؛ و من میبینم که از ایشان نسل پاک و برگزیدهای در جهان اسلام به وجود خواهد آمد که مایۀ افتخار تاریخ اسلام باشند».
خلیفه ساکت شد. سپس گفت: «مدیریت و اجرای این برنامه با شخص شما خواهد بود. هرچه امر بفرمایید اجرا خواهم کرد». حضرت علی علیهالسلام، خطاب به بزرگترین بانوی حاضر در مجلس، فرمودند: «آیا آمادهاید دیانت مقدس اسلام را بپذیرید؟» آن بانوی محترم پاسخ مثبت داد و در حضور امام علی علیهالسلام به دیانت اسلام مشرف شد. سپس فرمودند: «آیا در میان حاضران در مسجد میتوانی کسی را برای ازدواج انتخاب کنی؟» عرق شرم و حیا بر پیشانی آن بانو نشست. پس از لحظاتی به وجود مقدس امام حسین علیهالسلام اشاره کرد که در گوشهای از مسجد مشغول قرائت قرآن بود، و آمادگی ازدواج با ایشان را اعلام کرد. حضرت علی علیهالسلام فرمودند: «نام شما چیست؟» عرض کرد: «شاه زنان». حضرت فرمودند: «شاه زنان به عربی میشود سیدةالنساء و این عنوان مخصوص حضرت فاطمه علیهاالسلام، دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، است. نام تو شهربانو است و نام خواهرت مروارید. ما هم شما را به همین نام میخوانیم». شهربانو بسیار خوشحال و امیدوار شد و گفت: «چه آقای مهربانی! نام ما را میداند، با زبان ما سخن میگوید، و از همه مهمتر ما را از اسارت رهایی بخشید». وی این اتفاقات را به فال نیک گرفت و در همان مجلس امام علی علیهالسلام صیغۀ عقد ازدواج آن بانوی سعادتمند با امام حسین علیهالسلام را اجرا کردند. خداوند مهربان تاج باافتخاری بر سر این بانوی بزرگوار گذاشت که در دنیا و آخرت نمونۀ بانوان جهان شد و فرزندی مانند امام زینالعابدین علیهالسلام به او عطا فرمود که نُه شخصیت برجستۀ تاریخ اسلام از فرزندان پیامبر (صلوات الله علیهم) از نوادگان این بانوی محترم هستند. بدینترتیب آن بانوی بزرگوار افتخار حضور در خاندان اهل بیت علیهمالسلام نصیبش شد.
تاریخ صدر اسلام نشان میدهد که حضرت علی علیهالسلام بارها از ایرانیان و پارسیزبانان حمایت، و آنها را با لطف و عنایت خاصی راهنمایی کرده است. آنها هم پاس این بزرگواری را تا حد ممکن داشتهاند. در صحرای کربلا، یک نفر از ایرانیان در لشکر کوفه و شام نبود. در سپاه مختار برای خونخواهی امام حسین علیهالسلام ایرانیان اکثریت سپاه را تشکیل داده بودند. زمخشری، در ربیع الابرار، میگوید امام زینالعابدین علیهالسلام میفرمود: «انا ابن الخیرتین»، زیرا جد بزرگوارش خاتم انبیا صلیاللهعلیهوآله بود و مادر بزرگوارش از بانوان شایسته و از خاندان پُرآوازۀ ساسانیان. ابوالاسود، شاعر، ادیب و صحابی حضرت علی علیهالسلام، همین مضمون را در مقام آن حضرت میفرماید:
و ان غلاما بین کِسری و هاشملأکرم مَن نیطَت علیه التَمَائِمُ
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین و اولاده المعصومین (صلوات الله علیهم).
منابع
- الوافی، ج3، ص762. بازگشت به متن ↑
