داستان ۲۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۶ چاپی

شرم آتش جهنم از زوار امام حسین علیه‌السلام

پسری که برای آزار زائران اربعین به کمین نشسته بود، در خواب می‌بیند آتش جهنم به احترام غبار زائران امام حسین بر بدنش او را نمی‌سوزاند؛ توبه می‌کند و شاعر مرثیه‌سرای امام حسین می‌شود.

یکی از افسران ارشد متوکل عباسی، که استاندار شهر موصل و ناصبی‌مذهب بود، فرزند نداشت و از طبابت طبیبان و معالجۀ پزشکان ناامید شده بود. وی طبق رسم و فرهنگ عربی نداشتن فرزند پسر را برای خود و خانواده‌اش شکست و عیب می‌دانست. دوستان و آشنایان هم او را «دم‌بریده و ابتر» خطاب می‌کردند. با مشورت همسرش نذر کرد اگر خدا پسری به آن‌ها عنایت فرماید او را از قاتلان زائران اربعین امام حسین علیه‌السلام قرار دهند.

خداوند به آن‌ها پسری عنایت فرمود. نامش را جمال‌الدین گذاشتند. پس از آنکه به سن رشد رسید موضوع نذرشان را با او در میان گذاشتند و برای انجام‌دادن نذر وسایل لازم را برایش آماده کردند و با چند نفر از دوستانش او را به مسیر حرکت کاروان‌های زائران حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام اعزام کردند؛ کاروان‌هایی که از لبنان و جبل‌عامل به کربلای معلا مشرف می‌شدند.

چند روزی گذشت و از کاروان زائران خبری نشد. از فرط خستگی و ماندن در کمینگاه به خواب رفتند. جمال‌الدین در عالم رؤیا دید صحرای قیامت است و فرشتگانِ مأمورِ عذاب او را به میان آتشی سهمناک انداختند، اما آتش هیچ اثری به او نکرد و از ایشان فاصله گرفت، گویا مانعی بین او و آتش بود که از سوخته‌شدن در امان بود. صدای رسایی در فضا پیچید: «روی بدن این شخص غبار زائران حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام نشسته است و آتش به هیچ وجه نزدیک او نخواهد شد و او را نخواهد سوزاند». او را گرفتند و تمام بدنش را شست‌وشو دادند و دومرتبه او را میان شعله‌های آتش پرت کردند، به این جرم که از دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام است و قصد آزار زائران حضرت اباعبدالله علیه‌السلام را دارد. برای بار دوم صدایی شنید که: «این شخص در فضای غبارآلود زائران تنفس کرده و احشا و امعایش مملو از غبار زائران است و آتش چنین کسی را نخواهد سوزاند».

جمال‌الدین از ترس و وحشت این ماجرا متحیر و سرگردان از خواب پرید. متوجه شد کاروان زائران رفته‌اند و غبار کاروان تمام بدن او و همیارانش را خاک‌آلود کرده است. از عمل زشتش پشیمان شد و از خدا و امام حسین علیه‌السلام طلب عفو و بخشش کرد. خداوند هم به برکت توبه‌اش طبع شعری روان به او عنایت فرمود و فی‌البداهه برای همراهانش این اشعار را سرود:

اذا شئت النجاة فزر حسینالکی تلقی الاله قریر عین

فان النار لیس تمس جسماًعلیه غبار زوار الحسین

— جمال‌الدین خلیعی موصلی

اگر نجات و رستگاری ابدی می‌خواهی حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام را زیارت کن که آتش جهنم، جسمی را که بر او غبار زائران آن حضرت باشد نمی‌سوزاند.

جمال‌الدین و یارانش به موصل برنگشتند و همگی راهی کربلای امام حسین علیه‌السلام شدند. وی اشعار بسیار نغزی در فضیلت و آثار زیارت امام حسین علیه‌السلام سرود و آن کتاب را به همین اسم نامید: اذا شئت النجاة فزر حسینا؛ و در زمرۀ شاعران صاحب‌نام مرثیه‌سرای حضرت اباعبدالله علیه‌السلام قرار گرفت و به این افتخار مفتخر شد.

عشق تو در سینه دارم یا حسیندر فراقت بی‌قرارم یا حسین

چون که در دنیا به عشقت زنده‌امخوفی از عقبا ندارم یا حسین

— جواد وارسته

امام صادق علیه‌السلام فرمودند اگر کسی شعری برای جدم امام حسین علیه‌السلام بگوید و دل‌ها را بسوزاند و اشک‌ها را جاری کند جایگاهش در بهشت جاودان خواهد بود.۳

اللهم اجعلنا عندک وجیها بالحسین علیه‌السلام فی الدنیا والآخرة، برحمتک یا ارحم الراحمین.

منابع

  1. جمال‌الدین خلیعی موصلی. بازگشت به متن ↑
  2. جواد وارسته بازگشت به متن ↑
  3. عیون اخبار الرضا بازگشت به متن ↑