داستان ۲۰۲ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۷۳ چاپی

رفتار خوب یا بد پزشک با نیازمندان

دکتر مرتضی شیخ که حق‌ویزیت نمادینی داشت، حتی سرهای فلزی نوشابه‌ای را که بیماران تنگ‌دست به‌جای سکه در صندوقش می‌انداختند می‌شست تا آبرویشان حفظ شود؛ در تضاد با پزشکی که با اعمال غیرضروری از بیماران پول می‌گرفت.

دکتر مرتضی شیخ، پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی‌گرفت و هر کس هر چه می‌خواست در صندوقی که کنار میزش بود می‌انداخت. حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود که بسیار کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان بود. برخی از بیماران که به مطب می‌آمدند به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه را داخل صندوق می‌انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود! دختر دکتر شیخ می‌گوید روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی‌کردن انبوه سر نوشابه‌های فلزی است. با تعجب گفتم: «پدر! بازی‌تان گرفته است؟ چرا سر نوشابه‌ها را می‌شویید؟» پدر جوابی داد که اشکم را درآورد. گفت: «دخترم، مردمی که مراجعه می‌کنند باید از سر نوشابه‌های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سر نوشابه‌های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می‌ریزم تا مردمی که مراجعه می‌کنند از این‌ها که تمیز است استفاده کنند. بعضی‌ها تنگ‌دست‌اند و خجالت می‌کشند چیزی داخل صندوق مطب نیندازند. از این سر نوشابه‌ها استفاده می‌کنند».

میان ماه من تا ماه گردونتفاوت از زمین تا آسمان است

— هما میرافشار

در مجلس یکی از فقهای معاصر بودم. ایشان فرمودند طبیبی عازم حج‌ و زیارت بیت‌الله بود. عرض کرد: «آمده‌ام حساب‌هایم را تصفیه، و پول‌هایم را حلال کنم و به حج خانۀ خدا مشرف شوم». به او گفتم: «هر مقدار سهم امام علیه‌السلام بدهکار هستید پرداخت کنید و مشرف شوید. التماس دعا». طبیب گفت: «بیست مریض را، که به عمل جراحی احتیاج نداشته‌اند، سینه و شکمشان را باز کرده و بسته‌ام، بدون اینکه کاری انجام بدهم و مبلغ هنگفتی از آن‌ها گرفته‌ام. آیا امکان حلال‌کردن این پول‌ها وجود دارد؟» به او گفتم: «فوراً اینجا را ترک کن تا به غضب پروردگار نسوخته‌ایم».

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

منابع

  1. هما میرافشار بازگشت به متن ↑