داستان ۲۰۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۷۱ چاپی
عاقبت انسان متکبر و خودپسند
بازرگانی که سالها پیش شاهد تکبر ثروتمندی مغرور در مراسم حج بود، او را سالها بعد بهعنوان گدایی مفلوک بازمییابد که تمام ثروت و بستگانش را از دست داده است.
بازرگانی اهل بغداد میگوید به سفر حج مشرف شده بودم. در سعی بین صفا و مروه اسبسواری را دیدم که با تکبر، سواره، سعی میکند و خادمانی اطرافش پیاده در حرکتاند. پرسیدم: «این شخص متکبر کیست؟ اینجا مکانی مقدس و محل عبادت و خضوع و خشوع است، نه اینکه اینچنین متکبرانه حرکت کنند». گفتند: «از ثروتمندان برجسته و صاحبنام عراق است». من استغفارکنان از کنارش گذشتم.
چند سالی گذشت. روزی روی یکی از پلهای بزرگ بغداد قدم میزدم. مردی را دیدم قدخمیده با موهای بلند و ژولیده و لباسهای مندرس و کهنه، در حال گدایی؛ میگفت: «رحم کنید به کسی که خدا به او رحم نکرد!» قیافه و رفتارش توجه مرا به خود جلب کرد. دقت کردم و دیدم شبیه همان اسبسوار متکبر در صفا و مروه است، اما او کجا و این کجا! حس تحقیق و تفحص مرا بر آن داشت که از او بپرسم. به او نزدیک شدم و گفتم: «آشنایی داشتم همسفر من در مکه و مدینه. با نهایت جلال و شکوه مراسم حج را انجام میداد. تو برادر او نیستی؟» گفت: «خود او هستم! در مقابل پروردگار تکبر کردم و خداوند در مدت کوتاهی ذلیل و خوارم کرد. تمام ثروت و مال و منالم را از من گرفت. دوستانم مرا ترک کردند. فامیل و خانواده و زن و فرزند همگی مرا تنها گذاشتند و امروز نیازمند یک لقمه نان برای رفع گرسنگی هستم. رحم کنید به آن کسی که خداوند به او رحم نکرد!»
غره مشو ز جاه و مقامت در این جهانکین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست
— امیر خسرو دهلوی
امام محمد باقر علیهالسلام میفرمایند: «دورترین افراد از رحمت خداوند در روز قیامت، متکبران و خودخواهان خواهند بود».۲
گرت ملک سلیمان در نگین استدر آخر خاکِ راهی عاقبت هیچ
والسلام علی من اتبع الهدی.
منابع
- امیر خسرو دهلوی بازگشت به متن ↑
- بحار الانوار ج 8 بازگشت به متن ↑
- دوبیتیهای باباطاهر، دوبیتی 22. بازگشت به متن ↑
