داستان ۱۹۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۵۹ چاپی
عیادت امام رضا علیهالسلام از شیخ حبیبالله گلپایگانی
امام رضا در خواب گلی به شیخ حبیبالله گلپایگانی میدهد که پس از بوییدن آن، بیماریاش شفا مییابد و دستش تا مدتی قدرت شفابخشی مییابد.
آیتالله وحید خراسانی میگویند بیست سال در مدرسۀ حاجحسن مشهد، تحت سرپرستی مرحوم حاجشیخ حبیبالله گلپایگانی،۱ بودم. ایشان روزی به من گفت مدتی در تهران مریض و بستری شدم. روزی به جانب امام رضا علیهالسلام رو کردم و گفتم: «آقا! من چهل سال تمام پشت در صحن حرم مطهرتان، در سرما و گرما، سجادۀ عبادت پهن میکردم، نماز شب و نوافل میخواندم و بعد خدمتتان شرفیاب میشدم. حال که بستری شدهام به من عنایتی بفرمایید». ناگاه در همان حال بیداری دیدم در باغ و بستانی خدمت امام رضا علیهالسلام هستم. ایشان از داخل باغ گلی چیدند و به دست من دادند. من آن گل را بوییدم و حالم خوب شد. جالبتر آنکه دستی که امام رضا علیهالسلام به آن دست گل داده بودند چنان بابرکت بود که بر سر هر بیماری میکشیدم بیدرنگ شفا مییافت. البته در همان روزهای نخست با یک مرتبه دستکشیدن بر سر بیماران صعبالعلاج بهبود مییافتند، ولی بعد از مدتی که با این دست با مردم مصافحه کردم آن برکت اولیه از دست رفت و اکنون باید دعاهای دیگری هم بر آن بیفزایم تا مریض شفا یابد.
خوشا دردی که درمانش تو باشیخوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشی و خرمی و کامرانیکسی دارد که خواهانش تو باشی
صلوات الله و سلامه و برکاته علیک ایها الامام الرئوف و رحمة الله و برکاته.
منابع
- ایشان سالها در مسجد گوهرشاد امام جماعت بودند. بازگشت به متن ↑
- دیوان اشعار عراقی، غزلیات، غزل 265. بازگشت به متن ↑
