داستان ۱۸۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۴۴ چاپی
امام صادق علیهالسلام و پولهای مسروقه
مردی که بهاشتباه امام صادق را به سرقت کیسهپولش متهم کرده بود، پس از یافتن پول گمشدهاش نزد امام بازمیگردد؛ امام پولی را که به او داده بود پس نمیگیرد و آن را هدیه میخواند.
شخصی در ایام حج، پس از اعمال طواف، در گوشهای از مسجدالحرام استراحت کرد. وقتی از خواب بیدار شد کیسۀ پول خود را نیافت. نگاهی به اطراف کرد. شخصی را در حال نماز و عبادت دید. گریبانش را گرفت و گفت: «شما کیسۀ پولم را برداشتهای؟ شخص دیگری در اینجا نیست». آن شخص فرمود: «در کیسه چه مقدار پول بوده است؟» گفت: «هزار دینار؛ و شما آن را برداشتهای!» فرمود: «اقامتگاه من نزدیک است. برویم پولی را که ادعا میکنی به تو بدهم». همراه یکدیگر به منزل رفتند و آن شخص محترم هزار دینار در کیسهای به آن شخص مدعی داد. آن شخص مدعی با کیسۀ پول به اقامتگاهش رفت و کیسۀ پولش را در منزلش دید. متوجه شد اشتباه کرده و بهدروغ مدعی شده است. به مسجدالحرام برگشت و از اطرافیان پرسید: «این مرد محترمی را که در حال عبادت است میشناسید؟» گفتند: «او فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، امام جعفر صادق علیهالسلام است. چطور او را نمیشناسی!» مرد مدعی از رفتار زشتش شرمنده شد و خود را روی قدمهای امام صادق علیهالسلام افکند و از عمل و رفتار زشتش عذرخواهی کرد و کیسۀ پولی را که حضرت به او داده بودند با نهایت احترام به ایشان برگرداند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «ما خانوادهای نیستیم که اگر چیزی به کسی هدیه دادیم پس بگیریم. این هدیۀ من به شماست». آن مرد با نهایت احترام گفت: «خداوند بهتر میداند رسالت و امامتش را به چه خانوادهای عنایت کند».
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة محمد و عترته الطاهرین (صلوات الله علیهم).
