داستان ۱۸۶ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۴۳ چاپی

آیت‌الله بروجردی و جوان خطاکار

آیت‌الله بروجردی ثروتی را که بازرگانی از سر ناامیدی از فرزندش به او هبه کرده بود، پس از مرگ او به همان فرزند بازمی‌گرداند، چون اصلاح او را برترین کار خیر می‌داند.

یکی از بازرگانان متدین خدمت جناب آیت‌الله بروجردی شرف‌یاب شد و گفت: «فرزندم جوان صالحی نیست و به نصایحم عمل نمی‌کند.‌ من از او ناامید شده‌ام. در حال حاضر و در زمان حیات ثروت‌ و دارایی‌ام را تقدیم حضورتان می‌کنم. مقداری هم برای ورثه گذاشته‌ام. جناب‌عالی به صلاح‌دید خودتان در امور خیر مصرف کنید». بعد از چندی، آن شخص بازرگان از دنیا رفت. فرزندش متوجه شد که پدرش اصل ثروت را به آیت‌الله بروجردی هبه کرده است. خدمت ایشان شرف‌یاب شد و گفت: «من در برابر پدرم نافرمان بودم و او را با رفتار‌های ناشایستم می‌رنجاندم. او هم ثروتش را برای مصرف در امور خیر به جناب‌عالی هبه کرده است. اگر آن مبالغ را، که هم‌اکنون در ملک شما و در تصرف جناب‌عالی است، به من برگردانید در حضورتان متعهد می‌شوم انسان صالح و نیکوکاری شوم و تمام رفتار و کردارم را اصلاح کنم و آنچنان زندگی کنم که جناب‌عالی مر‌ا هدایت می‌فرمایید».

آیت‌الله بروجردی دستور دادند تمام ثروت پدرش را به او برگردانند. اطرافیان ایشان از آقای بروجردی گلایه کردند و گفتند: «این مبالغ را متوفا، چون به فرزندش امیدی نداشت، به جناب‌عالی تقدیم کرده بود که در امور خیر مصرف شود. چگونه به فرزندش برگرداندید؟» آقای بروجردی فرمودند: «چه کار خیری بهتر از اصلاح فرزند و خانوادۀ اوست؟ ما می‌خواهیم با این مبلغ دیگران را اصلاح کنیم، آیا بهتر نیست فرزند و خانوادۀ خودش را اصلاح کنیم؟ بدون شک اگر من این مبالغ را به او برنمی‌گرداندم او منحرف‌تر، و به دین و دینداران بدبین‌تر می‌شد. اما هم‌اکنون در او امید اصلاح و رستگاری هست».

فاعتبروا یا اولی الابصار.