داستان ۱۶۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۱۲ چاپی

کشته‌شدن متوکل عباسی

متوکل عباسی که دشمنی سرسختی با اهل بیت داشت، به دستور پسرش منتصر کشته می‌شود؛ نویسنده این را نتیجهٔ بی‌احترامی منتصر به پدر می‌داند، هرچند خود منتصر برخلاف پدرش با آل ابی‌طالب مهربان بود.

در سال 247 ه.ق. در شب چهارشنبه سوم ماه شوال، متوکل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافتش 14 سال و ده ماه، و عمر نحسش 41 سال بود. متوکل مردی خبیث و دشمن سرسخت اهل بیت علیهم‌السلام بود و چنانچه حضرت علی علیه‌السلام فرموده بودند کافرترین خلفای بنی‌عباس بود. عمرو بن فرج را والی مدینه و مکه کرد و او به مردم دستور داده بود هیچ فردی حق ندارد به‌ آل ابی‌طالب احسان کند و اگر کسی کوچک‌ترین خدمتی به ایشان می‌کرد به‌شدت عقوبت می‌شد. روزگار به حدی بر علویان تنگ شده بود که لباس‌های زنان علوی کهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمی برای نماز نداشتند. این روزگار ادامه داشت تا متوکل به درک واصل شد. از اعمال زشت و پست متوکل این بود که همیشه و در همه جا حضرت علی علیه‌السلام را به بدی یاد می‌کرد و به آن حضرت جسارت روا می‌داشت. چندین بار قبر مبارک حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام را تخریب کرد، ولی تجدید بنا شد. متوکل در راه زیارت آن حضرت دست زائران را قطع می‌کرد و زوّار را می‌کشت تا جایی که تعداد کشته‌شدگان را هفتاد هزار نفر نقل کرده‌اند.

به دلیل جسارت‌هایی که متوکل در مجلسی به حضرت علی علیه‌السلام کرد، پسرش منتصر در شب چهارشنبه سوم یا چهارم شوال چند نفر از غلام‌های خاص پدر را مأمور کشتن وی کرد. آن‌ها در حالی که متوکل مشغول شرب خمر بود خونش را ریختند و او را به درک فرستادند. در همان روزی که متوکل به دستور پسرش منتصر کشته شد مردم که از حکومتش به تنگ آمده بودند با منتصر، در قصر معروف جعفری، بیعت کردند. منتصر، برخلاف پدر، مردی به‌ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بیت صلی‌الله‌علیه‌وآله بود و برعکس پدرش به‌ آل ابی‌طالب احسان می‌کرد و به هیچ وجه متعرض ایشان نمی‌شد. او زیارت امام حسین علیه‌السلام را آزاد کرد و مانع احدی نشد. همچنین، دستور داد فدک را به اولاد امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برگردانند و اوقاف‌ آل ابی‌طالب را آزاد کنند و کسی متعرض شیعیان حضرت علی علیه‌السلام نشود. برای علویان مدینه هم اموالی فرستاد تا در میانشان تقسیم شود. او در 25 ربیع‌الاول سال 248 ه.ق. بیمار شد و در پنجم ربیع‌الثانی هنگام عصر درگذشت. مدت خلافتش فقط شش ماه بود.

در این ماجرا دو نکتۀ بسیار مهم وجود دارد:

۱. با توجه به اینکه متوکل مرتد‌ و کافر بود‌ و صراحتاً به حضرت علی علیه‌السلام توهین می‌کرد مستحق قتل‌ و اعدام بود و دستور منتصر برخلاف شرع و دین نبود، ولی چون مقتول پدرش بود و او این دستور را صادر کرده بود، عمرش کوتاه شد‌ و بیش از شش ماه زنده نماند. در بسیاری از احادیث آمده است که احترام به والدین موجب طول عمر‌، و اهانت به ایشان موجب کوتاهی عمر فرزند خواهد شد.

۲. با توجه به خباثت متوکل و دشمنی‌اش با اهل بیت علیهم‌السلام چگونه پسرش از محبان ایشان بود و به حضرت علی علیه‌السلام بی‌نهایت احترام می‌گذاشت؟ در تواریخ نوشته‌اند مادر او، که از همسران متوکل بود، از شیعیان خاص اهل بیت علیهم‌السلام بود و مذهب و عقیده‌اش را از متوکل پنهان می‌کرد، ولی پسرش را با حب‌ اهل بیت علیهم‌السلام تربیت کرده بود. در روایات اهل بیت علیهم‌السلام دربارۀ همسریابی بسیار سفارش شده است که در انتخاب همسر نهایت دقت را داشته باشید. باید بدانید که فرزندانتان با خون مادران پرورش می‌یابند و از شیرۀ جان مادر تغذیه می‌کنند و شخصیت مادر در شخصیت فرزند نمود اساسی دارد.

والسلام علی من اتبع الهدی.