داستان ۱۶ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۷ چاپی
معجزۀ احترام به مادر
جوانی روستایی مادر پیرش را بهجای الاغ بر دوش میکشد تا او را همراه پدر به زیارت امام حسین ببرد؛ در پاداش این نیکی، امام حسین در حرم مطهر به او لبخند میزند.
از عالم زاهد و عارف نامی آقا حاجشیخ حسن مشکور، از علمای بزرگوار نجف اشرف، نقل شده است که فرمود شبی خواب دیدم که در حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام هستم. یک جوان عرب مَعَدی۱ و روستایی وارد حرم شد، و با لبخند ملیحی به آن حضرت سلام کرد، و حضرت اباعبدالله علیهالسلام هم با لبخند جواب سلامش را دادند. پیش خود فکر کردم این جوان دهاتی چه کرده است که به این مقام رسیده است.
شب جمعۀ بعد، به حرم مشرف شدم و در گوشهای از حرم بودم که ناگهان همان جوان عرب که در خواب دیده بودم، وارد حرم شد و چون مقابل ضریح رسید با لبخند به آن حضرت سلام کرد، ولی من حضرت سیدالشهدا علیهالسلام را ندیدم. مراقب او بودم تا از حرم خارج شد. دنبالش رفتم و سبب لبخندش به امام علیهالسلام را از او جویا شدم و خواب خود را برایش نقل کردم و پرسیدم: «چه کردهای که به این مقام رسیدهای و امام حسین علیهالسلام با لبخند، سلامت را جواب میدهند؟» جوان گفت پدر و مادر پیری دارم و در چند فرسخی کربلا ساکنیم. شبهای جمعه به زیارت مشرف میشویم و یک الاغ بیشتر نداریم. یک هفته پدرم را سوار میکنم و یک هفته مادرم را، و به زیارت آقا مشرف میشویم. یک بار که هوا هم بسیار سرد بود و نوبت پدرم بود که به زیارت بیاییم، مادرم گفت: «این هفته مرا نیز همراه خود ببر، چون ممکن است تا هفتۀ دیگر زنده نمانم». گفتم: «مادر! این چه حرفی است میزنی؟! هوا سرد است و نوبت پدر است». مادر گفت: «دلم برای زیارت امام تنگ شده است. هر طور شده مرا هم ببر». برای جلب رضایت مادرم، پدرم را سوار بر الاغ کردم و مادرم را به دوش گرفتم و این چند فرسخ را هر طور بود آمدیم و به هر مشقتی بود خود را به کربلا رساندیم. مادرم بسیار خوشحال شد و برایم دعا کرد. وقتی با آن حالت سهنفری وارد حرم شدیم امام حسین علیهالسلام را دیدیم و به حضورش سلام کردیم. آن حضرت به رویم لبخند زدند و جواب سلامم را دادند. از آن وقت تا به امروز هر شب جمعه مشرف میشوم و حضرت را میبینم و با تبسم و مهربانی جواب سلامم را میدهند.
این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوستوین چه شمعی است که جانها همه پروانۀ اوست
هر کجا میگذرم بوی حسین میشنومهر کجا مینگرم جلوۀ جانانۀ اوست
احادیث و روایات در فضیلت زیارت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و مهربانی و خوشرفتاری با والدین بیش از شمارش است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «زائر امام حسین علیهالسلام از سوختن، غرقشدن، و زیر آوار ماندن و شکار درندگان شدن در امان خواهد بود. ایام زیارت از سهمیۀ عمرش محسوب نمیشود و هزینههایی که صرف میکند از سهمیۀ روزیاش کم نمیشود».۳ دربارۀ احترام به والدین همین بس، که جوانی خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض کرد: «پدر و مادر پیری دارم و از آمدن من به جهاد کراهت دارند». پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «نزد پدر و مادر بمان که یک روز خدمت والدین مساوی با یک سال جهاد در راه خداست.
منابع
- عربهای روستایی وبادیه نشی بازگشت به متن ↑
- دیوان اشعار محتشم کاشانی. بازگشت به متن ↑
- کامل الزیارات بازگشت به متن ↑
