داستان ۱۵۲ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۸۳ چاپی
کارگر ایرانی که استاد تمام وقت دانشگاه هاروارد شد!
جوانی شیشهشور که نانآور خانوادهاش بود، به کمک استادی ایرانیآمریکایی به تحصیل در آمریکا راه یافت و سرانجام استاد فیزیک هستهای دانشگاه هاروارد شد.
پروفسور فرهادی خویی، استاد دانشگاه هاروارد آمریکا، بعد از چندین سال دوری از وطن، برای دیدار اقوام و خویشانش و نیز تجدید خاطرات دوران دبستان و دبیرستان به ایران و زادگاهش خوی سفر کرد. میگوید روزی پشت چراغ قرمز ایستاده بودم. جوانی شیشۀ اتومبیلم را تمیز کرد و مؤدبانه ایستاد. من پول ایرانی نداشتم. یک دلار آمریکایی به او دادم. جوان نگاهی به دلار کرد و گفت: «شما آمریکایی هستید؟» گفتم: «من ایرانی هستم. در آمریکا درس خواندهام و هماکنون استاد دانشگاهم». جوان گفت: «چطور میشود به آمریکا رفت؟» چراغ سبز شد. گفتم: «بیا آن طرف چهارراه ببینم چه میخواهی». هموطنم بود، خوشحال بودم اگر بتوانم کاری برایش انجام دهم.
آن طرف چهارراه گفت: «من امسال دیپلم دبیرستان را با درجۀ ممتاز گرفتهام و معدلم نوزدهونیم است. به فیزیک علاقهمندم. آیا امکان دارد برای ادامۀ تحصیل به آمریکا بیایم، گرچه من نانآور پدر و مادرم هستم و از طریق کارگری و همین کاری که میبینید زندگیشان را تأمین میکنم». نشانیام را به او دادم و گفتم: «فردا هرچه مدرک تحصیلی داری برایم بیاور». مدارک تحصیلیاش را که دیدم شگفتزده شدم. در تمام دورههای تحصیلی بهترین نمرات را داشت و نمرۀ انضباطش در تمام کارنامهها از بهترین نمرههایش بود. برایم جالب بود که یک جوان کارگر خیابانی و شیشهشور چنین نمرههایی کسب کرده است. تصمیم گرفتم تا حد ممکن به او کمک کنم. هدفی عالی داشت، اما در لباس کارگری!
مدارکش را گرفتم و در مدت کوتاهی با لطف خدا توانستم پذیرش برایش بگیرم. با هزینۀ خودم وسایل سفرش را فراهم کردم. این جوان به آمریکا آمد و پس از چندی در نتیجۀ شایستگیهایی که داشت از بورسیۀ خوبی هم بهرهمند شد. ولی پیوسته در فکر پدر و مادرش بود. پس از سه سال با پروژههایی که گرفته بود و با کمکهای ما، پدر و مادرش را هم به آمریکا آورد. جوان بسیار خرسند شد و با موفقیتهای روزافزون به فعالیتهای علمیاش ادامه داد. امروز پس از گذشت سالیانی پُرفراز و نشیب و با لیاقت و پشتکار دائمی که از خود نشان داد اکنون استاد تمام فیزیک هستهای در دانشگاه هاروارد و از دانشمندان صاحب نام است.
این داستان گرچه سرگذشت طبیعی شخصیتی برجسته است، اما سرشار از بهترین و مؤکدترین آموزههای دینی و اخلاقی است، از جمله:
اطاعت از پدر و مادر و احترام به آنها که در قرآن مجید و احادیث و روایات معصومان علیهمالسلام بارها به آن توصیه شده است. احترام به والدین موجب خوشبختی و موفقیت روزافزون است.
هر کس به خدا امید داشته باشد خدای مهربان او را به آرزویش میرساند. در دعای ابوحمزۀ ثمالی میخوانیم: «وَ أَعْلَمُ أَنَّكَ لِلرَّاجِى [لِلرَّاجِينَ] بِمَوْضِعِ إِجابَةٍ؛۱ و میدانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی».
خداوند مهربان از کودکی بندگانش را در نعمتها و خوبیها پرورش میدهد، مشروط به آنکه از این نعمتها و فرصتها بهره ببرند و آنها را تضییع نکنند. در دعای ابوحمزه ثمالی میخوانیم: «إِلٰهِى رَبَّيْتَنِى فِى نِعَمِكَ وَ إِحْسانِكَ صَغِيراً؛۲ خدایا، مرا در کودکی در میان نعمتها و احسانت پروریدی».
اگر انسان از نعمتهای خدا قدردانی کند خدا هم وسایل موفقیت او را فراهم میکند: «اذا اراد الله بعبد خیرا هیأ اسبابه».
۵. اگر انسانی تنبلی و فرصتسوزی نکرد خداوند مهربان هم بهترین زندگیها را به او عنایت میکند. در دعای ابوحمزه چنین مناجات میکنیم: «اللّٰهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْفَشَلِ؛۳ خدایا، به تو پناه میآورم از کسالت و سرافکندگی».
نعمتت بارخدایا ز عدد بیرون استشکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار
— سعدی۴
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی واجعلنا من الصابرین والشاکرین لک.
منابع
- بحار الانوار، ج95، ص82. بازگشت به متن ↑
- همان. بازگشت به متن ↑
- بحار الانوار، ج95، ص82. بازگشت به متن ↑
- سعدی بازگشت به متن ↑
