داستان ۱۲۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۲۶ چاپی
عبدالله افطح و ادعای امامت
در برابر ادعای امامت برادرش عبدالله افطح، امام کاظم وارد آتش افروخته میشود و آسیبی نمیبیند؛ عبدالله با دیدن این نشانه به امامت برادرش اعتراف میکند.
بعد از رحلت امام صادق علیهالسلام، عبدالله افطح، برادر امام موسی بن جعفر علیهالسلام، ادعای امامت کرد و گفت: «من جانشین پدرم هستم، زیرا من بزرگترم». امام کاظم علیهالسلام جمعی از اصحاب را دعوت فرمودند و برادرشان عبدالله افطح را هم احضار کردند. به اصحاب دستور دادند مقداری هیزم و چوب فراهم کنند و در وسط صحن منزلشان آتش بزنند. آتش که خوب افروخته و شعلهور شد امام کاظم علیهالسلام با نهایت وقار و آرامش داخلش شدند و از میان شعلههای آتش با اصحاب و با برادرشان عبدالله سخن گفتند. بعد از لحظاتی با سلامت کامل، بدون اینکه آتش اثری به لباس یا بدن مبارکشان کرده باشد، از آتشها بیرون آمدند و خطاب به برادر فرمودند: «یکی از نشانههای امامت این است که آتش بدن او را نمیسوزاند. دیدی که من داخل آتش شدم، توقف کردم و با شما سخن گفتم و آتش مرا نسوزاند. اگر واقعاً تو جانشین پدر و امام این امت هستی مانند من در این آتش داخل شو». عبدالله خود را به قدمهای آن حضرت افکند و ضمن معذرتخواهی به امامت آن حضرت اعتراف کرد و گفت خداوند تبارک و تعالی بهتر میداند رسالت و امامتش را به چه کسی عطا کند.
ای نور خدا، شمع هدا، مصدر ایماندریای عطا، بحر سخا، منبع احسان
ای یوسف آل نبی ای مظهر یزدانافسوس که گردید تو را جای به زندان
از کینۀ دیرینۀ هارون جفاجو
— صغیر اصفهانی
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «رَحِمَ اَللَّهُ اِمْرَأً عَرَفَ قَدْرَهُ وَ لَمْ يَتَعَدَّ طَوْرَهُ؛۲ خدا رحمت کند کسی را که قدر و منزلت خود را بشناسد و از آن تجاوز نکند».
منابع
- صغیر اصفهانی بازگشت به متن ↑
- غررالحکم، ج1، ص373. بازگشت به متن ↑
