داستان ۱۱۹ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۲۴ چاپی

دانش امام کاظم علیه‌السلام

دو شاگرد ابوحنیفه برای آزمودن دانش امام کاظم به زندان می‌روند و شاهدند که پیش‌گویی امام دربارهٔ مرگ همان‌شب زندان‌بان، بی‌کم‌وکاست به وقوع می‌پیوندد.

وقتی امام کاظم علیه‌السلام در زندان بغداد بودند اطرافیان خلیفه و شاگردان ابوحنیفه علیه آن حضرت تبلیغات می‌کردند و می‌گفتند: «آیا این شخصی که در زندان هارون و مدعی امامت است، علم و دانشی هم دارد یا استاد ما دانشمندتر است؟ ابوحنیفه عالم‌ترین فرد روی زمین است و چه‌بسا ما که از شاگردانش هستیم از این آقایی که در زندان است و امام رافضی‌هاست، عالم‌تر‌ و دانشمندتر باشیم». آن‌ها تصمیم گرفتند به طرف زندان بروند و اگر مأموران اجازه دادند با ایشان صحبت کنند که ببینند عالم است یا جاه‌طلب.

دو نفر، به نام ابویوسف‌ و محمد بن حسن، در زندان خدمت امام کاظم علیه‌السلام مشرف شدند. زندانبان ساعت وظیفه‌اش تمام شده بود. خدمت امام عرض کرد: «اگر فرمایشی دارید بفرمایید، فردا که می‌آیم برایتان انجام دهم». امام فرمودند: «حاجتی ندارم». زندانبان خداحافظی کرد و رفت. امام کاظم علیه‌السلام به آن دو نفری که برای امتحان ایشان آمده بودند فرمود: «این شخص می‌خواهد فردا که می‌آید حاجت مرا انجام دهد، در حالی که امشب اجلش می‌رسد‌ و می‌میرد. ابویوسف به دوستش گفت: «ما برای امتحان مقام علمی او آمده بودیم. او پا را فراتر گذاشته‌ و از علوم غیبی اطلاع می‌دهد!» بدون هیچ‌گونه بحث‌ و گفت‌وگویی از حضور امام مرخص شدند.

آن‌ها زندانبان را تعقیب کردند که ببینند آیا خبری که امام داده‌اند محقق می‌شود یا نه. در اطراف منزل محل سکونت آن مرد زندانبان در رفت و آمد بودند. پاسی از شب گذشته بود که صدای شیون‌ و ناله و فریاد از درون خانۀ زندانبان به گوش رسید. فهمیدند که پیش‌بینی حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام درست بوده است. روز بعد، خدمت آن حضرت مشرف شدند و گفتند: «شما با چه علمی فوت این مرد را پیش‌بینی کردید؟» امام علیه‌السلام فرمودند: «این از همان علومی است که جد بزرگوارم، حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله، به حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، به عنوان جانشینش تعلیم فرمود و آن حضرت هم به فرزندانشان آموختند و از نشانه‌های امامت و جانشینی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است؛ علمی است الاهی نه آموختنی و کسبی». آن‌ها با نهایت احترام و خضوع و خشوع از خدمت آن بزرگوار مرخص شدند.

او آیت عظمای آیات خدا بودشب تا سحر گرم مناجات خدا بود

مات رُخَش شد عرش، او مات خدا بودواضح‌ترین تصویر از ذات خدا بود

— آرش براری

الحمد لله ‌الذی جعلنا من المتمسکین بولایتهم و محبتهم والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و رحمة الله‌ و برکاته.

منابع

  1. آرش براری. بازگشت به متن ↑