داستان ۹۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۷۴ چاپی

احترام به مادر

امام صادق به تازه‌مسلمانی که مادر مسیحی دارد می‌فرماید احترام به والدین هیچ شرط دینی ندارد؛ رفتار نیک او سرانجام مادرش را نیز به اسلام رهنمون می‌شود.

زکریا مردی مسیحی در کوفه بود که از شنیدن رفتار و کردار‌ و اخلاق شایستۀ مسلمانان راستین به دین اسلام علاقه‌مند شد. با راهنمایی اصحاب امام صادق علیه‌السلام عازم سفر به مدینه‌ و دیدار با آن حضرت شد. پس از شرف‌یابی خدمت آن حضرت به دین مقدس اسلام مشرف شد و گفت: «مادرم مسیحی است و پرستاری غیر از من ندارد. چگونه او را تنها بگذارم؟» امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «به هیچ وجه، حتی لحظه‌ای، او را تنها نگذار. آیا او گوشت خوک می‌خورد؟» عرض کردم: «نه. او با گوشت خوک آشنایی هم ندارد». امام علیه‌السلام فرمودند: «تمام‌وقت در خدمتش باش و در تمام کارهای شخصی‌اش به او کمک کن. تمام اوقاتی که نیازمند دیگران است خودت با احترام کامل کمک‌حالش باش». عرض کردم: «او مسلمان نیست و مسیحی است!» امام فرمود: «در احترام به پدر و مادر، دین و دیانت و خوب‌بودن یا سخت‌گیربودن، خوش‌خلق‌بودن یا بدخلق‌بودن شرط نیست. در همۀ حالات احترام به او از واجب‌ترین واجبات است. خداوند مهربان برای احترام به والدین هیچ شرطی نگذاشته است. رضایت آن‌ها، آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، بر تو واجب است».

زکریا به کوفه برگشت‌ و به دستورهای امام صادق علیه‌السلام به‌خوبی عمل کرد. مادرش پرسید: «کجا بودی؟ از وقتی برگشته‌ای حالات و رفتارت فرق کرده است». زکریا گفت: «حقیقت این است که من در خدمت امام مسلمانان به دین اسلام مشرف شدم. احترام بی‌قید و شرط به والدین از آموزه‌ها‌ و دستورهای این دین مقدس است». مادر گفت: «می‌توانی مرا هم نزد او ببری تا من هم مسلمان شوم؟» به او شروط و روش مسلمان‌شدن را آموخت. مادرش هم در آخرین لحظات عمرش بر اثر رفتارهای پسندیدۀ پسرش مسلمان شد‌ و از دنیا رفت.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً؛۱ با رفتارتان زینت ما باشید، نه باعث ملامت و سرزنش ما»؛ و برای دینتان کسب عزت و آبرو کنید، نه اینکه موجب بی‌آبرویی دین و دیانت شوید.

آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماستجمعیت کفر از پریشانی ماست

اسلام به ذات خود ندارد عیبیهر عیب که هست از مسلمانی ماست

— ملک‌الشعرای بهار۲

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

منابع

  1. بحار الانوار، ج68، ص310. بازگشت به متن ↑
  2. ملک‌الشعرای بهار بازگشت به متن ↑