داستان ۵۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۰۷ چاپی
زیان دروغگویی
صاحب کیسهٔ گمشده از طمع، یابندهٔ امین را به دروغ به سرقت انگشترهایی متهم میکند؛ حاکم مغول با هوشمندی دروغ او را آشکار میکند و او را از جایزهای که خود تعیین کرده بود محروم میسازد.
در زمان حکومت منگوقاآن۱ شخصی کیسۀ پولی گم کرد. اعلام کرد که هر کس کیسۀ پولم را پیدا کند نصف مبلغ داخل کیسه را به او خواهم بخشید. یابندۀ پول، که انسان متعهدی بود، گفت یک درهم حلال بهتر از هزار درهم حرام است. نزد صاحب پول رفت و کیسهای را که پیدا کرده بود به او داد. شیطان صاحب پول را چنین وسوسه کرد: «نصف مبلغ را چرا به او میدهی؟ دروغی بگو و خودت را از جایزهای که برای یابندۀ پول تعیین کردهای نجات بده. چرا این مبلغ هنگفت را به یابندۀ پول میدهی؟» صاحب پولها نگاهی به درون کیسه کرد و گفت: «دو عدد انگشتر گرانبها هم در این کیسه بوده است که اکنون نیست! آنها را هم به من برگردان تا جایزهای را که تعهد کردهام به تو بدهم!»
بدینترتیب نزاع سختی بینشان درگرفت. خبر به منگوقاآن رسید. هر دو نفر را احضار کرد. به صاحب پول گفت: «برای این ادعایت سوگند یاد میکنی؟» صاحب پول گفت: «من در حضور حضرت حاکم بزرگوار سوگند میخورم که دو انگشتر گرانبها هم در این کیسه بوده، و هماکنون نیست». منگوقاآن به یابندۀ پول گفت: «تو سوگند یاد میکنی که این کیسه را به همین شکل و اندازه پیدا کردهای؟» یابندۀ پول هم سوگند خورد و گفت: «کیسهای که یافتهام همین است و بس. چیز دیگری داخل کیسه نبوده است». منگوقاآن به صاحب پول گفت: «پس این کیسه، کیسۀ تو نیست. برو و کیسۀ خودت را پیدا کن». به یابندۀ پول هم گفت: «این کیسه نزد توباشد تا صاحبش پیدا شود. این کیسه به ایشان تعلق ندارد». صاحب پول گفت: «من اشتباه کردم و فریب شیطان را خوردم و دروغ گفتم. نصف پولت را بردار و نصف دیگر را به من بده». یابنده گفت: «از کجا معلوم که حالا دروغ نمیگویی! حاکم گفت این کیسه به شما تعلق ندارد و نشانههایی که میدهی با این کیسه تطبیق نمیکند!»
صاحب کیسه با فریب شیطان سه گناه کبیره انجام داد: دروغ، تهمت، و بدعهدی؛ و اینگونه از حقش محروم شد!
أعوذ بالله السمیع العلیم من شر الشیطان اللعین الرجیم؛ امید که با لطف پروردگار مهربان از این لغزشها در امان بمانیم! آمین.
منابع
- چهارمین خاقان حکومت مغول. بازگشت به متن ↑
