داستان ۳۰۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۳۵ چاپی
کرامتی از حضرت زینب علیهاالسلام
پزشکی یهودی و بیفرزند، پس از توسل پنهانی به حرم حضرت زینب علیهاالسلام در شام، صاحب فرزند میشود و به همراه خانوادهاش مسلمان میشود.
در بروجرد پزشکی معروف به نام دکتر یوسف بود که خوشنام و خوشرفتار و البته یهودیمذهب بود. مسلمان و یهودی و ارمنی به مطبش مراجعه میکردند و او با روی باز همه را میپذیرفت. دکتر یوسف ثروت بسیار داشت اما فرزندی نداشت و از این جهت بسیار ناراحت بود. روزی مشکلش را با یکی از مریضهایش، که آشنایی دیرینه با او داشت، در میان گذاشت و درد دل کرد و گفت همه چیز دارم، اما فرزند ندارم و تمام مال و ثروتم را دولت یا اشخاص ناشناس تصرف خواهند کرد. دوست قدیمیاش، به نام حاجحبیب، گفت: «ما مسلمانان بانوی باشخصیت و بزرگواری به نام حضرت زینب علیهاالسلام داریم که اگر بتوانی خودت را به حرم مطهرش برسانی بدون شک مشکلت را برطرف خواهد کرد.
دکتر یوسف میگوید کلام و پیشنهاد حاجحبیب در اعماق قلبم رسوخ کرد، به طوری که یقین کردم حاجتم را از این بانوی بزرگوار خواهم گرفت. بلیط سوریه تهیه کردم و بدون اطلاع احدی از مقصدم، به شهر شام سفر کردم و مستقیم به بارگاه ملکوتی آن حضرت مشرف شدم. قبل از تشرف با خدای خودم مناجات کردم و گفتم: «من بندۀ خوبی برای تو نبودهام و تا امروز به دیانت و معرفت این خانواده عرفان واقعی نداشتهام. اگر پذیرای من باشی راه و روشم را عوض خواهم کرد». سپس متوجه ضریح مطهر حضرت زینب علیهاالسلام شدم و عرض کردم: «تا این ساعت، من با خاندان شما و شخص شما آشنایی کاملی نداشتهام و اولین بار برای گدایی به حضور شما پناه آوردهام. اگر مرا بپذیرید و به من عنایت بفرمایید از مقام برجسته و شامخ شما در نزد پروردگار و حضرت موسی علیهالسلام آگاه میشوم و به دیانت شما میگروم و نام فرزندانم را از نامهای مقدس شما و محبوبان شما انتخاب خواهم کرد».
با دلی نگران، ولی امیدوار، به بروجرد برگشتم و این داستان و سفر را به احدی، حتی همسرم، نگفتم. بعد از برگشت از این سفر، و گذشت حدود سه ماه، همسرم گفت باردارم. پس از معاینات بارداریاش تأیید شد. من داستان خود و سفرم را به همسرم گفتم و به اتفاق یکدیگر متعهد شدیم نام فرزندمان را «حسین» بگذاریم و پنهان از دوستان و فامیل، مسلمان و شیعه شویم. به عهد و پیمانمان عمل کردیم و بعد از چندی خداوند فرزند دختر دیگری به ما عنایت فرمود که نامش را هم «زینب» گذاشتیم. جشن تولد خانوادگی گرفتیم و راز موفقیت خود را برای آنان بازگو کردیم. تمام حاضران در مجلس، حقانیت دیانت اسلام را پذیرفتند و مسلمانانی عاشق حضرت زینب علیهاالسلام و برادرش حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام شدند و به دیانت مقدس اسلام گرویدند.
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة الی یوم القیامة.
زینب تو کیستی؟ تو فروغ هدایتیتو لنگر سفینۀ نوح ولایتی
با آنکه در فراق و غم و رنج زیستیتاریخ کوچک است بگوید تو کیستی
— غلامرضا سازگار
درود خداوند مهربان و فرشتگان و پبامبرانش بر تو باد ای یادگار فاطمۀ زهرا! سلام الله علیکم اجمعین.
منابع
- غلامرضا سازگار. بازگشت به متن ↑
