داستان ۲۳۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۲۷ چاپی

آیت‌الله حکیم و روضۀ حضرت اباعبدالله علیه‌السلام

آیت‌الله حکیم در اعتراض به سخن خطیبی که گریه بر امام حسین را بی‌فایده خوانده بود، تأکید می‌کند که اشک بر امام حسین حتی برای کافر هم در دنیا و آخرت سودمند است.

روز عاشورا بود و مجلس عزاداری در منزل آیت‌الله سید سعید حکیم برگزار بود و خطیب توانمند و پُرشور، حجة‌الاسلام شیخ صالح دجیلی مرثیه‌سرایی و بیان مصیبت می‌کرد. سید می‌گفت فضا سرشار از احساس و اندوه بود؛ زمان، عاشورا بود و مکان، خانۀ مرجعیت؛ و حاضران، جمعی از طلاب و اهل علم؛ و خطیبی که سخن می‌گفت شیخ صالح بود، خطیبی که حتی سنگ را با مرثیه‌هایش به گریه می‌انداخت. مجلس در اندوه و ناله و ضجّه غرق بود. در میان موعظه‌ها شیخ دجیلی جمله‌ای گفت که از زبان برخی خطیبان هم شنیده‌ایم: «اگر حالتان را اصلاح نکنید گریه‌کردن به چه کارتان می‌آید؟ گمان نکنید اشک‌ریختن برایتان سودی دارد، مادامی ‌که اصلاح نشوید!»

یکی از حاضران در مجلس، به نام سید قارون، می‌گوید ناگهان دیدم آیت‌الله حکیم برخاست، عمامه‌اش را از سر برداشت و بر زمین نهاد، و رو به شیخ صالح گفت: «ای شیخ صالح! ساکت باش و چنین سخنی مگو! تو نه پیامبری، نه امام، نه مرجع تقلید، که حکم کنی اشک بر امام حسین علیه‌السلام بی‌فایده است! بدان ای شیخ صالح! اشک بر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام حتی برای کافر هم سودمند است!» سید قارونی می‌گفت از موضع‌گیری قاطع مرجع بزرگوار شگفت‌زده شدم؛ اینکه مجلس را متوقف کرد و به‌صراحت با خطیب مخالفت کرد و فرمود: «اشک بر حسین علیه‌السلام حتی به کار کافر می‌آید!» خود را جمع و جور کردم و با جرئت پرسیدم: «سیدنا! چگونه ممکن است اشک بر حسین علیه‌السلام برای کافر نافع باشد؟» آقای حکیم فرمود: «یقین بدان اشک بر امام حسین علیه‌السلام برای کافر سودمند است، یا در وسعت روزی‌اش، یا در طول عمرش، یا در توفیق‌یافتنش به راه هدایت».

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «هر چشمی در مصیبت حسین علیه‌السلام بگرید روز قیامت گریان نخواهد شد».۱ امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «هر کس روز عاشورا، روز عزا و مصیبتش باشد، روز قیامت، روز شادی و خوشحالی‌اش خواهد بود».۲

دلم لبریز از جام حسین استعروج نام من بام حسین است

اگر جراح قلبم را شکافدبه روی لوح دل نام حسین است

— محمد شفیق ( همدم)

منابع

  1. بحار الانوار، ج44، ص293. بازگشت به متن ↑
  2. بحار الانوار، ج44، ص284. بازگشت به متن ↑
  3. محمد شفیق ( همدم) بازگشت به متن ↑