داستان ۲۱۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۸۴ چاپی

رفتار شاه‌طهماسب با نمایندۀ دولت بریتانیای کبیر

برخورد سختگیرانهٔ شاه‌طهماسب با نمایندهٔ بریتانیا، بعدها این ایده را در انگلیسی‌ها شکل داد که برای نفوذ در ایران باید نخست ایمان راسخ مردم را تضعیف کنند.

شاه‌طهماسب صفوی مردی سخت‌گیر و متعصب در امور مذهبی بود. در زمان سلطنتش، یک نفر از طرف پادشاه انگلیس به عنوان نمایندۀ امور بازرگانی به ایران آمد. روزی که این نمایندۀ دولت انگلیس برنامۀ ملاقات با شاه‌طهماسب داشت، به دستور شاه یک جفت کفش ‌برایش فرستادند تا کفش او، که فردی خارجی است، با زمین کاخ و قصر او تماسی نداشته باشد.‌ در هنگام ملاقات، شاه‌طهماسب از او پرسید: «کافری یا مسلمان؟» گفت: «نه کافرم و نه مسلمان. مسیحی هستم و عیسی را پیامبر خدا می‌دانم». شاه‌طهماسب ناراحت شد و گفت: «همین امروز به کشورت برگرد. ما را نیازی به مشاورۀ با شما نیست». هنگامی که از کاخ بیرون می‌رفت، به دستور شاه در جای پایش خاک می‌ریختند، مبادا جای پایش روی زمین مانده باشد و مسلمانی پا جای پای او بگذارد.

نمایندۀ دولت بریتانیای کبیر، پس از بازگشت به وطن، متخصصان و صاحب‌نظران را گرد آورد و جلسه‌ای اختصاصی تشکیل داد و گفت: «دیانت شیعۀ اثناعشری دیانتی نیست که ما بتوانیم با اعتقاد راسخ مردم ایران به این دیانت، به اهدافمان برسیم. نخست باید عقاید و ایمان مترقی‌شان را از آن‌ها بگیریم. سپس به‌راحتی می‌توانیم در این کشور نفوذ کنیم و به اهدافمان برسیم»؛ و شد آنچه شد.

ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین. برحمتک یا ارحم الراحمین.