داستان ۱۳۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۴۴ چاپی

کرامتی از حضرت علی اکبر علیه‌السلام

پزشکی که به‌ناحق مورد توهین رئیس عشیره‌ای قرار گرفته بود، با توسل به حضرت علی اکبر شفای بیمار ناامیدشده را می‌خواهد و به لطف آن حضرت، سی سال به عمر بیمار افزوده می‌شود.

عبد عون شخصیتی فرهنگی و رئیس یکی از عشایر کربلا و حومۀ این شهر مقدس در زمان حکومت دولت عثمانی بود. برادرش بیمار شد. بسیاری از پزشکان از تشخیص بیماری‌اش عاجز ماندند و از معالجه‌اش ناتوان. بیمار را نزد مشهورترین طبیب حاذق و نامی عراق، دکتر حافظ الصحه، بردند. داروهای تجویزی او هم نتیجه‌بخش نشد و بیماری روزبه‌روز نگران‌کننده‌تر شد. عبد عون رئیس عشیره بود و به خود مغرور. به دکتر توهین کرد و او را طبیبی نالایق و بی‌سواد خواند و با بی‌احترامی از مطبش خارج شد. از آن روز به بعد آثار بهبودی در مریض دیده شد. بعد از چند روز به‌کلی آثار بیماری برطرف شد و بیمار، صحیح و سالم شد.

عبد عون و برادرش پشیمان شدند و برای تشکر و عذرخواهی به مطب حافظ الصحه رفتند و از شفایافتن بیمار‌ و تأثیر داروهای دکتر سپاس‌گزاری کردند و بابت رفتارشان پوزش طلبیدند. دکتر حافظ الصحه گفت بنشینید تا برایتان بگویم من کاره‌ای نیستم و همه‌کاره حضرت علی اکبر و حضرت اباعبدالله علیهماالسلام هستند. آن روز که شما به من توهین کردید‌ و از اینحا رفتید دلم شکست‌ و به فرزند دلبند حضرت اباعبدالله علیه‌السلام، حضرت علی اکبر علیه‌السلام، متوسل شدم و عرض کردم: «شما نزد خداوند مهربان و آباء‌ و اجدادتان مقرب و محبوبید و می‌دانید که من کوتاهی نکرده‌ام، ولی داروهایم اثر نکرد. آبروی مرا که همسایۀ شما هستم به من برگردانید و شفای این بیمار را از خداوند متعال بخواهید». نیمه‌های شب، در عالم خواب خدمت حضرت علی اکبر علیه‌السلام رسیدم. ایشان با کمال لطف‌ و محبت فرمودند: «من شفای بیمار تو را از خداوند یکتا درخواست کردم». صدایی شنیدم که به من فرمود: «عمر این بیمار تمام شده و باید نُه روز دیگر بمیرد، ولی به سبب درخواست شما سی سال به عمرش افزوده شد. او را از این بیماری نجات دادیم و سی سال دیگر به عمرش افزودیم. در پناه خدای مهربان باشید!»

ای که در حسن‌ وخرد شهرۀ عالم بودیاشبه الناس به پیغمبر خاتم بودی

پیش حسن تو دم از یوسف کنعان نزنمکه تو زیباتر از او در همه عالم بودی

— سید محمد خسرونژاد


وصف تو آسان نباشد ای نگار دلرباجان به قربان مقامت ای رسول کربلا

— محسن راحت حق

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة محمد‌ و آله الطاهرین (صلوات الله علیهم).

حضرت علی اکبر علیه‌السلام جوانی خوش‌صورت، خوش‌سیرت، زیبا و خوش‌بیان، خوش‌اخلاق و خوش‌رفتار بود، نمونۀ کامل پیامبر ‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله. بزرگ‌ترین دشمن خاندان عصمت‌ و طهارت معاویة بن ابوسفیان روزی در جمع طرفداران‌ و نزدیکانش گفت: «آیا می‌دانید امروز شایسته‌ترین فرد روی زمین برای خلافت پیامبر ‌اکرم کیست؟» اطرافیان و حاضران در مجلس از روی چاپلوسی‌ و تملق گفتند: «ما شخصی جز جناب خلیفه را که در خدمتشان هستیم نمی‌شناسیم». معاویه گفت: «از روی چاپلوسی‌ و چرب‌زبانی سخن گفتید. اگر بخواهیم حق‌ و حقیقت را بگوییم امروز شایسته‌ترین فرد روی زمین برای خلافت پیامبر جز شبیه‌ترین فرد به آن حضرت، حضرت علی اکبر، فرزند اباعبدالله الحسین علیه‌السلام نیست. فقط اوست که شایستگی این مقام باعظمت را دارد».

گفته‌اند: «الفضل ما شهدت بها الاعداء؛ فضیلت آن چیزی است که دشمن هم در برابرش سر تعظیم فرود آورد».

نازم به این جمال‌ و کمال و خصال توعاشق‌کش است یک سحری شرح حال تو

رعناترین سلالۀ زهرا تویی علیبالابلند خانۀ لیلا تویی علی

السلام والصلوة علیکما یا علی بن الحسین و رحمة الله و برکاته.

منابع

  1. سید محمد خسرونژاد بازگشت به متن ↑
  2. محسن راحت حق. بازگشت به متن ↑